읽기› 권 1› 세상을 사랑하는 자는 마치 태양 빛을 받는 벽을 사랑하는 자와 같다는 비유에 대하여. 그는 그 빛과 광채가 벽에서 나오는 것이 아니라 사천 하늘의 태양 원반에서 나온다는 것을 이해하기 위해 노력하고 애쓰지 않는다. 결국 그는 완전히 벽에 마음을 두었고, 태양의 빛이 태양과 연결되자 그는 영원히 박탈당했다. ‘그들 사이에 그들이 원하는 것과 방해가 생겼도다’ (코란 34:54)› 대구 2811
M1:2811 — ریش گاو و بندهٔ غیر آمد او / غرقه شد کف در ضعیفی در زد او
M1:2811
의미 · به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI
این بیت، حال کسی را توصیف میکند که به جای عشق ورزیدن به حقیقت پایدار (کل)، دل به پدیدههای ناپایدار و زودگذر (جزء) میبندد و در نهایت، مانند غریقی که به کفی روی آب چنگ میزند، به چیزی بیارزش و ضعیف پناه میبرد و نابود میشود.
مولانا در این بخش، تفاوت میان «عاشقان کل» و «عشاق جزء» را بیان میکند. «کل» همان حقیقت الهی و منبع اصلی وجود است و «جزء» پدیدههای گذرا و ظواهر دنیوی است که تنها پرتوی از آن حقیقت هستند.
این بیت، سرنوشت «عاشق جزء» را به تصویر میکشد. چنین شخصی، به جای بندگیِ اصل، «بندهٔ غیر» میشود؛ یعنی تمام وجود خود را وقف چیزی میکند که اصالت ندارد. عبارت «ریش گاو» در ادبیات کهن کنایه از امر بیهوده و بیارزش است. مولانا میگوید این فرد، خود را درگیر امری بیفایده کرده و بردهی غیر خدا شده است.
مصرع دوم این وضعیت را با تمثیلی قدرتمند تکمیل میکند: او مانند کسی است که در حال غرق شدن است اما برای نجات، به «کف» روی آب چنگ میزند. در عرفان مولانا، «کف» نماد صورتها و پدیدههای ظاهری و ناپایدار جهان است، در حالی که «دریا» نماد حقیقت پایدار و باطنی است. کسی که حقیقت را رها کرده و به ظواهر دل بسته، در واقع برای نجات از غرق شدن در دریای حوادث، به ضعیفترین و فانیترین چیزها متوسل شده است که نه تنها او را نجات نمیدهد، بلکه نابودیاش را حتمی میکند.
- ریش گاو
- کنایه از چیز بیارزش، بیفایده و بیهوده.
- غیر
- در اصطلاح عرفانی، هر آنچه جز خداست؛ ماسویالله.
- غرقه
- غرقشده، فرورفته در آب.
- کف
- کف روی آب؛ در اینجا نماد پدیدههای ظاهری، ناپایدار و بیاساس جهان است.
- در زد او
- چنگ زد، متوسل شد.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.