읽기› 권 1› 이러한 차이점들은 길의 본질이 아니라 방법의 형식에 있음을 설명함› 대구 520
M1:520 — جان و دل را طاقتِ آن جوش نیست / با که گویم در جهان یک گوش نیست
M1:520
의미 · به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI
تجربهی عظمت و بخشندگی خداوند آنچنان شورانگیز و عظیم است که روح و قلب انسان تاب تحمل آن را ندارد و افسوس که گوشی شنوا برای درک این حقایق در جهان یافت نمیشود.
مولانا پس از توصیف تجلیات گوناگون لطف و قدرت خداوند در طبیعت — از باران و خورشید گرفته تا خاک امانتدار — به نقطهای میرسد که از شدت هیجان و شور عرفانی، احساس ناتوانی میکند. این «جوش» همان غلیان و فوران احساسی است که از مشاهدۀ مستقیم شکوه الهی در عارف پدید میآید. این تجربه چنان عظیم است که از ظرفیت وجودی انسان فراتر میرود و او را در آستانۀ فنا قرار میدهد.
مصراع دوم، بیانگر تنهایی عارفی است که به درکی رسیده که دیگران از آن بیخبرند. او لبریز از حقیقتی است که میخواهد بازگو کند، اما کسی را نمییابد که توانایی یا اشتیاق شنیدن آن را داشته باشد. این «گوش» صرفاً گوش فیزیکی نیست، بلکه «گوشِ جان» است؛ یعنی آمادگی روحی برای پذیرش اسرار معنوی. این بیت، هم شدت تجربۀ عرفانی و هم غربت عارف در میان کسانی که به ظواهر سرگرماند را به تصویر میکشد.
- جوش
- در اینجا به معنی غلیان، هیجان و شور شدید عرفانی
- طاقت
- توان، تحمل، یارایی
- گوش
- در اینجا کنایه از فردی آگاه و اهل دل که توانایی درک اسرار را داشته باشد
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.