읽기› 권 5› 한 손님에 대한 이야기. 집주인의 아내가 말하길, 비가 와서 손님이 우리에게 묶여 버렸어요.› 대구 3641
M5:3641 — آن یکی را بیگهان آمد قنق / ساخت او را همچو طوق اندر عنق
M5:3641
의미 · به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI
مردی با مهمانی ناخوانده و دیروقت روبرو شد که حضورش مانند طوقی بر گردن، اجباری و گریزناپذیر بود.
این بیت، آغازگر حکایتی درباره مهماننوازی و تنشهای پنهان در آن است. مولانا داستان را با تصویری بسیار گویا شروع میکند: مردی که در پایان روز و بیخبر، با مهمانی روبرو میشود. واژه کلیدی «قنق» صرفاً به معنای مهمان نیست، بلکه به مهمانی اشاره دارد که حضورش چندان خوشایند یا برنامهریزیشده نیست.
تصویر دوم در مصرع بعد، این حس را تقویت میکند: «همچو طوق اندر عنق». طوق، گردنبندی سنگین و فلزی است که گاه برای بردگان یا مجرمان به کار میرفت و نماد اسارت و اجبار است. مولانا با این تشبیه، وضعیت میزبان را به تصویر میکشد. او از روی کرم و سنت مهماننوازی، مجبور به پذیرایی است، اما این مهمان ناخوانده، باری بر دوش اوست و آزادی عمل را از او گرفته است. این بیت، صحنه را برای اتفاقات بعدی داستان آماده میکند، جایی که این مهمان ناخواسته، ناخواسته باعث آشکار شدن رازی در خانه میشود.
- قنق
- مهمان، به ویژه مهمان ناخوانده یا سرزده. واژهای ترکی است.
- بیگهان
- ناگهان، بیخبر، در وقتی نامناسب (دیروقت).
- طوق
- گردنبند فلزی سنگین، یوغ، نماد اجبار و اسارت.
- عنق
- گردن.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.