읽기 권 6 히랄의 이야기. 그는 맹목적으로 따르지 않고 통찰력을 가진 하나님의 성실한 종이었지만, 필요에 의해 창조물의 종으로 숨어 살았다. 이는 무력해서가 아니라 룩만과 유수프와 같은 겉모습으로, 그 외에도 한 군주의 마부였다. 그 군주는 무슬림이었지만 눈먼 사람이었다. 맹인은 어머니가 있다는 것을 알지만, 어떻게 생겼는지는 상상할 수 없다. 만약 그가 이 지식으로 어머니를 공경한다면, 맹인에서 벗어날 수 있을 것이다. “하나님이 종에게 선을 베풀고자 하시면, 그의 마음의 눈을 열어주어 그것들로 숨겨진 것을 보게 하신다.” 이 길을 마음의 삶으로 얻으라. 이 육체의 삶은 동물의 특징이기 때문이다. 대구 1114

M6:1114 — آن‌چنان کان خواجه را مهمان رسید / خواجه از ایام و سالش بر رسید

آن‌چنان کان خواجه را مهمان رسیدخواجه از ایام و سالش بر رسید
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:1114

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: همانطور که مهمانی به خانهٔ میزبانی رسید، میزبان از سن و سال او جویا شد. معنا: این بیت سرآغاز یک حکایت است که در آن، میزبان از مهمانش دربارهٔ سن او می‌پرسد و مهمان پاسخ خود را با عقب‌گرد از سال‌های عمرش آغاز می‌کند.

شرح

من معتقدم که مولانا در این بیت، و در حقیقت، در این داستان آغازین، هدفش نه بیان یک حکایت صرف، بلکه مهیا کردن ذهن مخاطب برای درسی عمیق‌تر است. ایشان می‌گوید: «مولوی بهانه می‌جوید که یه قصه‌ای بگه که سرگرم‌کننده باشه... چرتشون رو پاره بکنه.» این بیت، در واقع، تمهیدی است برای ورود به حکایت مهم‌تری که در ادامه می‌آید: قصهٔ اسب واپس‌رو. مولانا خود به صراحت می‌گوید این داستان «حکایت در تقریر همین سخن، یعنی پس‌پس رفتن» است.

اینجا مولانا به نکتهٔ محوری «پس‌پس رفتن» اشاره می‌کند. مهمان به جای اینکه سال‌های عمرش را به جلو بگوید، به عقب بازمی‌گردد، گویی به سوی شکم مادر. این عقب‌گرد، نمادی است از رفتاری که انسان‌ها گاه در زندگی معنوی و اخلاقی خود در پیش می‌گیرند؛ حرکتی قهقرایی به جای پیشرفت. مولانا می‌خواهد بگوید که برخی از ما نه تنها پیشرو نیستیم، بلکه «هی عقب عقب می‌رویم، به قهقرا و انحطاط می‌رویم.» این توبیخی است که ناگهان متوجه مخاطبان می‌شود.

اما نکتهٔ درخشان مولانا در اینجاست که حتی این «پس‌پس رفتن» و این غرایض و تمایلات واپس‌گرا را می‌توان رام و هدایت کرد. درست مانند آن اسب چموشی که تنها به عقب می‌رود. مولانا می‌پرسد: آیا باید این اسب را کشت؟ طرد کرد؟ ریشه‌کن نمود؟ پاسخ او قاطعانه «خیر» است. او می‌گوید: «دمش را به سوی خانه کن.» یعنی اگر اسب به عقب می‌رود، او را بچرخان و بگذار از همان عقب‌روی خود، تو را به مقصد برساند.

این یک درس بنیادین در تربیت نفس است. بسیاری از صوفیان یا سنت‌های ریاضتی، بر برکندن غرایض و تمایلات نفسانی (همچون شهوت و غضب) تأکید داشتند. می‌گفتند باید چنان خود را تصفیه کنی که اثری از اینها نماند. اما مولانا راهی دیگر می‌نمایاند: اصلاح، طبابت، باغبانی، نه جراحی و ریشه‌کن کردن. باید از هر نیرویی، حتی نیروهای به‌ظاهر منفی، حسن استفاده کرد. شهوت، که شاید ما را به سوی دنیا بکشاند، می‌تواند با تغییر «متعلق» و «جهت»، به سوی «عقبی» و مقاصد متعالی هدایت شود.

مولانا این ایده را به زیبایی با نظریهٔ «تصعید» (Sublimation) در روانکاوی مدرن همسو می‌کند. او می‌گوید: «چون ببندی شهوتش را از رغیف / سر کند آن شهوت از عقل شریف.» یعنی اگر شهوت شکم‌پرستی را مهار کنی، همان انرژی به سوی عقل و تفکر شریف میل پیدا می‌کند. این همانند هرس کردن درخت است: «همچو شاخی که ببری از درخت / سر کند قوت ز شاخ نیک‌بخت.» شاخه‌های زائد را که می‌بری، نیروی حیات به سمت شاخه‌های پرثمر هدایت می‌شود. این نشان می‌دهد که تمامی عناصر وجودی ما، حتی آن‌هایی که به ظاهر کج و نارسا می‌نمایند، می‌توانند با هدایت صحیح، در خدمت کمال ما قرار گیرند.

نکات کلیدی

  • این بیت آغازگر داستانی است که مولانا برای جلب توجه مخاطب و معرفی مفهوم «عقب‌گرد معنوی» از آن بهره می‌برد.
  • مهمانِ داستان نماد انسانی است که به جای پیشرفت، به سوی گذشته و انحطاط «پس‌پس می‌رود».
  • مولانا با تمثیل اسب واپس‌رو، تاکید می‌کند که غرایض و تمایلات نفسانی را نباید ریشه‌کن کرد، بلکه باید «رام» و «هدایت» نمود.
  • هدف این تعلیم، «اصلاح» و «باغبانی» نفس است، نه جراحی خشن یا سرکوب مطلق.
  • انرژی‌های نفسانی، حتی آن‌هایی که به ظاهر منفی‌اند، می‌توانند با تغییر جهت، به سوی کمال و رشد معنوی سوق داده شوند؛ همانند نظریهٔ «تصعید» فروید.
  • بستن شهوت شکم‌پرستی می‌تواند همان انرژی را به سوی تعقل و تعالی فکری هدایت کند.

Sources: d6-s23 · 00:19:59 d6-s23 · 00:21:00 d6-s23 · 00:22:10

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.