읽기 권 6 카와리즈미 샤(하느님이 그에게 자비하시길)가 그의 행렬에서 매우 희귀한 말을 보고 그 말의 아름다움과 민첩성에 마음을 빼앗겼으나, 이마드 알-물크가 그 말을 왕의 마음속에서 하찮게 만들고, 왕이 그를 자신의 견해보다 더 나쁘다고 여긴 이야기. 하킴(하느님이 그에게 자비하시길)이 알-이라이나마에서 말씀하셨듯이, “질투하는 혀가 있을 때, 캔버스 한 조각으로 유스프를 얻게 될 것이다.” 유수프의 형제들이 질투심에서 중개자로 나서자, 구매자들의 마음속에 그 엄청난 아름다움이 숨겨지고 추하게 보이기 시작하여 “그들은 그를 경시하는 자들 중 하나였다”라고 말했듯이 대구 3353

M6:3353 — زانک او را فاتحه خود می‌کشید / فاتحه در جر و دفع آمد وحید

زانک او را فاتحه خود می‌کشیدفاتحه در جر و دفع آمد وحید
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:3353

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: زیرا که فاتحه، خود او را به سوی خویش می‌کشید، (با آنکه) فاتحه در کشاندن (نیکی) و راندن (بدی) یگانه است.

معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه دعایی که برای رفع یک حالت به کار می‌رود، می‌تواند به ارادهٔ الهی، آن حالت را تشدید کند، زیرا کار حق همواره بدیع و غیرمنتظره است.

شرح

ما در این بیت با روایتی مواجهم که مولانا از یک شاه زیرک و نازک‌بین بازگو می‌کند. این شاه، با وجود داشتن صدها اسب گران‌قیمت و چشمی سیر از مادیات، بی‌اختیار دل‌باختهٔ یک اسب معمولی می‌شود. این دل‌باختگی چنان قوی است که منطق او را در هم می‌شکند. شاه به درستی تشخیص می‌دهد که این کشش، از جنس خاصیات خود اسب نیست؛ بلکه یک «جادوی جادوآفرین» است، یک «جذبه الهی». این جاذبه، کششی معنوی است که از جانب خداوند، خالق جادوها و حقایق پنهان، بر دل او افتاده است.

در این میان، شاه دست به دامان دعایی چون فاتحه و ذکر «لاحول و لا قوة الا بالله» می‌شود. اینها اذکاری هستند که معمولاً برای دفع هم و غم، راندن بلا و گشودن دل به کار می‌آیند. همانطور که مولانا می‌فرماید، «فاتحه در جر و دفع آمد وحید»؛ یعنی فاتحه در جذب خیر و دفع شر بی‌نظیر و یگانه است. اما شگفتی در اینجاست که در مورد این شاه، فاتحه نه تنها آن دل‌باختگی را دفع نمی‌کند، بلکه «فاتحه‌ش در سینه می‌افزود درد». گویی فاتحه خود او را «می‌کشید»؛ او را عمیق‌تر به این جذبه الهی فرومی‌برد.

این نکته‌ای بس عمیق است: خداوند، گاه در پردهٔ «تمویه» یا فریبکاری ظاهر می‌شود. یعنی آنچه در ظاهر ابزاری برای دفع یا رهایی است، در باطن به دست مشیت الهی به عاملی برای جذب یا تشدید بدل می‌شود. این اتفاق نشان می‌دهد که کار حق هرگز یکنواخت و قابل پیش‌بینی نیست؛ «کار حق هر لحظه نادرآوری است». قواعد معمول و انتظارات ما، در برابر جذبه‌های الهی و ارادهٔ غیبی، رنگ می‌بازند و حتی ابزارهای روحانی نیز کارکردی متفاوت و عکس‌العمل‌گونه پیدا می‌کنند. این خود تعلیم بزرگی است که حتی دعا و ذکر نیز در دستان خداوند می‌تواند وسیله‌ای برای غافلگیر کردن سالک و عمیق‌تر کردن حیرت و عشق او باشد.

نکات کلیدی

  • جاذبه‌های معنوی گاه چنان قوی‌اند که قوانین عادی و منطق بشری را درمی‌نوردند.
  • حکم الهی می‌تواند ابزارهای روحانی را از کارکرد معمول‌شان خارج کند و به آن‌ها اثری متضاد ببخشد.
  • «تمویه» (فریبکاری الهی) یکی از جلوه‌های کار نادرآورانهٔ خداوند است که در آن، ظاهر و باطن امور متفاوت عمل می‌کنند.
  • آنچه در ظاهر برای دفع یا رهایی از حالتی به کار می‌رود، در باطن و به ارادهٔ الهی، می‌تواند همان حالت را عمیق‌تر و تشدید کند.

Sources: d6-s75 · 00:52:51 d6-s75 · 00:54:28 d6-s75 · 00:56:01

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.