읽기 권 6 카와리즈미 샤(하느님이 그에게 자비하시길)가 그의 행렬에서 매우 희귀한 말을 보고 그 말의 아름다움과 민첩성에 마음을 빼앗겼으나, 이마드 알-물크가 그 말을 왕의 마음속에서 하찮게 만들고, 왕이 그를 자신의 견해보다 더 나쁘다고 여긴 이야기. 하킴(하느님이 그에게 자비하시길)이 알-이라이나마에서 말씀하셨듯이, “질투하는 혀가 있을 때, 캔버스 한 조각으로 유스프를 얻게 될 것이다.” 유수프의 형제들이 질투심에서 중개자로 나서자, 구매자들의 마음속에 그 엄청난 아름다움이 숨겨지고 추하게 보이기 시작하여 “그들은 그를 경시하는 자들 중 하나였다”라고 말했듯이 대구 3366

M6:3366 — بی‌طمع بود او اصیل و پارسا / رایض و شب‌خیز و حاتم در سخا

بی‌طمع بود او اصیل و پارسارایض و شب‌خیز و حاتم در سخا
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:3366

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او (عمادالملک) بی‌طمع بود، اصیل‌زاده و پارسا؛ اهل ریاضت و شب‌زنده‌داری برای عبادت بود و در سخاوت همچون حاتم طائی. معنا: این بیت ویژگی‌های اخلاقی و معنوی وزیر نیکوکار را برمی‌شمرد؛ مردی بی‌اعتنا به دنیا که با خلوص نیت به مردم خدمت می‌کرد و پایگاهی برای مظلومان بود.

شرح

این بیت در ادامهٔ داستان امیر و خوارزمشاه، به توصیف وزیر نیکوکار، عمادالملک، می‌پردازد؛ شخصیتی که مولانا او را تجسم کمالات اخلاقی و معنوی معرفی می‌کند. این صرفاً یک توصیف ساده نیست، بلکه یک الگو و یک درس عمیق برای ماست.

اولین ویژگی، «بی‌طمعی» اوست. بی‌طمعی، یعنی رهایی از هرگونه چشم‌داشت مادی یا موقعیتی. کسی که بی‌طمع است، نفس‌اش از قید خواسته‌های دنیوی آزاد شده است. این خود اولین پلهٔ سلوک معنوی است که انسان را از اسارت منافع شخصی می‌رهاند و او را شایستهٔ خدمت حقیقی به دیگران می‌کند.

«اصیل و پارسا» بودن او نشان‌دهندهٔ ریشه‌داری و نجیب بودن ذاتی اوست، که البته اصالت در اینجا بیش از نسب خونی، اصالت اخلاقی و معنوی را شامل می‌شود. پارسایی او، از پاکدامنی و پرهیزکاری او حکایت دارد. اینها پایه‌هایی هستند که یک شخصیت معنوی بر آنها بنا می‌شود.

سپس مولانا به سلوک باطنی او اشاره می‌کند: «رایض و شب‌خیز». «رایض» کسی است که اهل ریاضت است؛ یعنی با مهار نفس و اراده‌اش، آن را رام کرده و بر خواسته‌های حیوانی غالب آمده است. «شب‌خیز» بودن او نیز از تهجد و شب‌زنده‌داری برای عبادت و مناجات پرده برمی‌دارد. اینها نشانه‌هایی از یک سالک جدی است که راه تقرب به حق را از طریق مجاهدهٔ نفس و ارتباط عمیق با پروردگار طی می‌کند. چنین کسی، نه فقط در ظاهر، بلکه در باطن نیز آراسته و پیراسته است.

و نهایتاً، او را «حاتم در سخا» توصیف می‌کند. حاتم طائی، ضرب‌المثل سخاوت و بخشش در فرهنگ ماست. این یعنی سخاوت عمادالملک آنچنان بی‌کران و بی‌حساب است که او را در ردیف اسطوره‌های بخشندگی قرار می‌دهد. این سخاوت، تجلی بیرونی همان بی‌طمعی و عشق درونی اوست؛ کسی که طمع ندارد، به راحتی می‌بخشد و از بخشش لذت می‌برد.

نکتهٔ کلیدی اینجاست که مولانا این اوصاف را برای وزیری به کار می‌برد که در دربار یک سلطان مستبد حضور دارد. این دقیقاً همان «بهترین توجیه»ی است که عرفای ما برای حضور خود در قدرت یا نزدیکی به آن مطرح می‌کردند. آنها معتقد بودند که چنین افرادی باید حضور داشته باشند تا برای «مظلومان» پناهگاهی باشند (پای علم) و «آتش خشم سلطان» را فروبنشانند. به عبارتی، حتی اگر یک عارف به معراج می‌رود، گاهی نیز به جهان بازمی‌گردد تا به رنج‌دیدگان یاری رساند. عمادالملک در این جایگاه، اگرچه «در امیری او غریب و محتبس» بود و جای او در آن مقام نبود، اما آن جامه را پوشیده بود تا از کسی دستگیری کند و مرهمی بر زخم‌های جامعه باشد. این نشان از یک معنویت فعال و مسئولیت‌پذیر دارد که تنها به خلوت خود اکتفا نمی‌کند، بلکه در متن جامعه و حتی در دشوارترین مناصب، به دنبال خیررسانی است.

نکات کلیدی

  • وزیر نیکوکار، نمادی از روحانیت فعال و مسئولیت‌پذیر در عرصه قدرت.
  • بی‌طمعی و پارسایی، بنیادهای اساسی منش عارفانه و خدمت خالصانه.
  • ریاضت و شب‌زنده‌داری، ستون‌های سلوک باطنی و تقویت اراده معنوی.
  • سخاوت بی‌کران، تجلی بیرونی عشق و رهایی از تعلقات نفسانی.
  • حضور اهل معنا در دربار، توجیهی برای دستگیری از مظلومان و تعدیل استبداد.

Sources: d6-s75 · 01:11:03 d6-s75 · 01:13:17

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.