읽기 권 6 술탄의 아들들이 “사람은 금지된 것에 탐욕스럽다”는 원칙에 따라, “우리는 우리의 종된 태도를 보였지만, 당신의 나쁜 성품은 종을 사는 법을 몰랐다”라고 말하며 아버지의 모든 유언과 조언을 무시하고 금지된 성으로 가서 재앙의 구덩이에 빠진 이야기. 그들의 질책하는 영혼이 그들에게 “경고자가 오지 않았는가?”라고 말하고, 그들은 울면서 후회하며 “우리가 들었거나 이해했다면 우리는 불타는 지옥의 동료가 되지 않았을 것이다”라고 말함 대구 3754

M6:3754 — لیک بعضی رو سوی دم کرده‌اند / گرچه سر اصلست سر گم کرده‌اند

لیک بعضی رو سوی دم کرده‌اندگرچه سر اصلست سر گم کرده‌اند
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:3754

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اما گروهی روی به جانب «دُم» کرده‌اند و می‌پرستند، در حالی که سرْ اصل است، ولی آنان سر را گم کرده‌اند.

معنا: مولانا می‌گوید برخی از انسان‌ها به جای توجه به «اصل» و سرچشمهٔ یک حقیقت (سر)، به جنبه‌های فرعی و ظاهری آن (دُم) می‌پردازند و در نتیجه حقیقت اصلی را گم می‌کنند.

شرح

این بیت در ادامهٔ سخن مولانا می‌آید که ما را به ترکِ رو آوردن به «صورت‌ها» و گدایی کردن از محتاجانِ دیگر، و در عوض، روی آوردن به «بی‌صورت» دعوت می‌کند. من بارها گفته‌ام که آفرینش بر مدار «کرم» است، نه «عدل». زیرا استعدادها و قابلیت‌ها خودشان بی‌آنکه استحقاقی از پیش داشته باشند، پدید آمده‌اند. وقتی «بی‌صورت» روی پنهان کند، صورت‌ها به گدایی از یکدیگر می‌افتند و این به قول مولانا «عین ضلال» است: محتاجی از محتاجی دیگر درخواست می‌کند، کور عصاکش کور دیگر می‌شود.

مولانا تأکید دارد که خداوند را نباید در صورت‌های فکری و مفاهیم جست‌وجو کرد. تفکر تنها صورت‌های جدید می‌آفریند؛ بلکه باید در «افنای خویش» او را یافت. باید خود را از میان برداری تا او درآید. همان‌طور که در روایات هست که پیامبری به امتش گفت چاله بکنند تا باران ببارد؛ آب کم جو، تشنگی آور به دست. خالی کن خود را تا پر شوی. این یک معنای مسلم است.

من قبلاً هم اشاره کرده‌ام که «بی‌صورتی» یکی از کلیدی‌ترین معرفت‌های مثنوی است که این جهان باصورت از بی‌صورت بیرون آمده است. نمادهای بی‌صورتی در مثنوی مثل آب (که شکل هر ظرفی را می‌گیرد)، نور (که بی‌رنگ است اما رنگ‌ها را آشکار می‌کند)، دم (که خود ملودی ندارد اما همه ملودی‌ها از آن برمی‌خیزند). حتی وقتی ما به سوی صورت‌ها (مثلاً شهری برای لذت بردن یا دوستی برای انس گرفتن) می‌رویم، آنچه حقیقتاً ما را می‌کشاند، آن «ذوق بی‌صورت» است. پس در واقع همهٔ ما در این عالم صورت، پنهانی و ناآگاهانه، به دنبال بی‌صورت و «خداجو» هستیم. از صورت‌های غلیظ به لطیف‌تر می‌رویم تا به «الطف اللطائف» و بی‌صورت مطلق برسیم.

حال، این بیت نتیجه‌گیری می‌کند که یک واقعیت، وقتی از حالت بی‌صورتی به صورت درمی‌آید، هم «سر» (اصل و ریشه) دارد و هم «دُم» (فرع و نتیجه). برخی از انسان‌ها به «سر» آن حقیقت توجه می‌کنند و برخی به «دُم» آن. اگرچه در واقع هر دو از یک چیز واحد سرچشمه می‌گیرند، اما آنانی که به «دم» روی می‌آورند، «سر» را گم کرده‌اند.

من این را با یک مثال سیاسی از یک دیپلمات ژاپنی توضیح داده‌ام که به یکی از دوستانمان گفت: «ما هم می‌دانیم آمریکا یک گاو وحشی است، ولی ما سینه‌هایش را گرفته‌ایم و می‌دوشیم، شماها شاخش را گرفته‌اید و با شاخش می‌جنگید.» این حکایت از آن دارد که در همین عالم صورت‌ها و محسوسات، چقدر باید عاقل بود و کدام جنبه را برگزید.

اما مولانا در ادامه می‌فرماید که حتی کرم و لطف آن «سرِ» گم‌شده، از راه «دُم» به این افراد هم می‌رسد و آن‌ها را محروم نمی‌گذارد. اما گروهی دیگر هستند که پا و سرِ این حقیقتِ صورت‌گرفته را گم کرده‌اند و تماماً به سوی بی‌صورت مطلق روی می‌آورند. اینان وقتی همه چیز را از دست می‌دهند، همه چیز را به دست می‌آورند. اینجاست که قطرهٔ باصورت به دریای بی‌صورت می‌پیوندد و خود نیز بی‌صورت می‌شود. آنگاه از کمامت، از افتادگی و فقر مطلق، به سوی «کل» می‌شتابند و کل را در آغوش می‌کشند. این پایان کار و اوج این معرفت است.

نکات کلیدی

  • حقیقت در ورای صورت‌ها و مفاهیم است؛ برای یافتن آن باید به «افنای خویش» روی آورد.
  • همهٔ انسان‌ها، آگاهانه یا ناآگاهانه، در جست‌وجوی «بی‌صورت» (خداوند) هستند.
  • یک حقیقت دارای «سر» (اصل) و «دُم» (فرع) است؛ خردمندی در تشخیص و تمرکز بر سرچشمهٔ اصلی است.
  • کسانی که بر فرعیات (دُم) تمرکز می‌کنند، اصل (سر) را گم کرده‌اند.
  • لطف الهی حتی آنانی را که «سر» را گم کرده‌اند، از راه «دُم» بی‌نصیب نمی‌گذارد.
  • اوج معرفت در گم کردن هر دو (سر و دُم) و پیوستن به بی‌صورت مطلق است؛ این از دست دادن، خود عین به دست آوردن همه چیز است.

Sources: d6-s83 · 43:40:00 d6-s83 · 55:22:00 d6-s83 · 58:52:00

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.