읽기 권 6 아랍의 왕이었고 용모가 매우 아름다웠던 임루 알-카이스 이야기. 그는 시대의 유스프였고, 아랍의 여인들은 줄라이카처럼 그에게 죽기 살기로 매달렸다. 그는 시인이었으니, “친구와 집의 추억을 위해 멈춰 울자”는 시구를 썼다. 모든 여인들이 그를 진심으로 찾았는데, 그의 가젤과 한탄은 무엇 때문이었을까? 아마도 그는 이 모든 것이 흙판에 그려진 형상의 모형임을 알았을 것이다. 결국 이 임루 알-카이스에게는 한밤중에 왕국과 자녀를 버리고 도망쳐, 누더기 속에 자신을 숨기고 그 영역을 떠나 다른 영역으로 가서 순수한 영역에 속하는 존재를 찾으려는 상태가 찾아왔다. “그분은 자신의 자비로 원하는 자를 택하신다”는 말씀처럼 대구 4011

M6:4011 — دیو بر شبه سلیمان کرد ایست / علم مکرش هست و علمناش نیست

دیو بر شبه سلیمان کرد ایستعلم مکرش هست و علمناش نیست
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:4011

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دیو خود را به شکل سلیمان درآورد و بر تخت نشست. او تنها دانش فریب‌کاری و مکر را داشت، اما از آن «علمنا»ی الهی (که خداوند به سلیمان آموخته بود) بهره‌ای نداشت.

معنا: این بیت هشداری است در باب مدعیان دروغین و شیادان روحانی که با فریب و حیله خود را جای بزرگان راستین می‌نمایند، اما از معرفت حقیقی و الهی بی‌بهره‌اند.

شرح

مولانا در این بیت به حکایتی مشهور اشاره می‌کند که البته در قرآن نیامده، اما در تفاسیر و قصص دینی رواج داشته است: داستان دیوی که انگشتری سلیمان را ربود و خود را به شکل او درآورد و مدتی بر تخت سلیمان نشست و فرمان راند. بسیاری فریفته شدند، تا آنکه سرانجام حقیقت مکشوف گشت و سلیمان راستین بازگشت. حافظ نیز به همین نکته اشاره کرده است که «به تلبیس و حیل دیو سلیمان نشود.»

اما منظور مولانا از این حکایت، صرفاً بازگویی یک قصه نیست؛ او این تمثیل را برای نکته‌ای عمیق‌تر به کار می‌برد. این بیت، بی‌هیچ تردیدی، هشداری قاطعانه است به سالکان و طالبان حقیقت در باب مدعیان دروغین سلوک و شیوخ کاذب. این دیو، همان شیادی است که لباس عرفان می‌پوشد و با اصطلاحات و کنایه‌های اهل معرفت سخن می‌گوید، اما نه از درون، که از بیرون این آموزه‌ها را آموخته است.

مولانا به صراحت می‌فرماید: «علم مکرش هست و علمناش نیست». «علم مکر»، یعنی دانش فریب، حیله‌گری، ظاهر‌سازی و گول‌زدن. این مدعیان، در ظاهر‌سازی و استفاده از تلبیس و حیل، تبحّر دارند. می‌توانند ظاهری فریبنده از تقدس و معرفت به خود بگیرند و عوام را به دنبال خود بکشند. اما آنچه ندارند، آن «علمنا»یی است که خداوند در قرآن درباره سلیمان فرمود: «علّمنا منطق الطیر» (ما را زبان مرغان آموخت). این «علمنا» اشاره به دانشی لَدُنی و الهی دارد که از حضور حق سرچشمه می‌گیرد؛ دانشی که نه کسبی، که وهبی است، نه از راه مطالعه و تفکر، که از راه اشراق و الهام به دست می‌آید. این علم، همان "وحی دل" است که مولانا آن را معادل "وحی حق" می‌داند و آن را نه از حس پنهان، که گفتنی از حس پنهان می‌شمرد.

این دیوهایِ به ظاهر سلیمان، «طمطراق و سروری اندوختند»، یعنی برای خود جایگاه و احترامی کاذب کسب کرده‌اند، اما به تعبیر مولانا «هست غیر». آنها بیگانه با حقیقت‌اند، حتی اگر برای مدتی بر تخت سلطان بنشینند. سلیمان واقعی، باطنی بشاش و سرشار از عطای الهی دارد و از آن «طیور من لدن» (مرغان ازلی و الهی) آگاه است. اما فریبکاران، تنها مرغان هوایی را می‌شناسند، یعنی تنها به ظواهر و نمودها دل‌بسته‌اند و از بواطن و حقایق عالم غافلند. این تمایز، کلیدی است برای هر سالکی که می‌خواهد میان زر ناب و زر قلب تفاوت قائل شود؛ میان آنکه به حقیقت وصل است و آنکه تنها ادعای وصال دارد.

نکات کلیدی

  • این بیت، هشداری قاطعانه از جانب مولانا در باب شیادان و مدعیان دروغین سلوک و عرفان است.
  • تفاوت میان «علم مکر» (دانش فریب و حیله‌گری) و «علمنا» (معرفت لَدُنی و الهی) را روشن می‌سازد.
  • «علمنا» به دانش حقیقی و اشراقی اشاره دارد که خداوند به پیامبران و واصلان عطا می‌کند، مانند «منطق الطیر» سلیمان.
  • دیوِ فریبکار تنها ظاهر سلیمان را تقلید می‌کند اما از باطن و حقیقت قدرت او بی‌خبر است.
  • مولانا تاکید می‌کند که ظاهر فریبنده هرگز نمی‌تواند جایگزین باطن روشن و اشراق الهی شود.
  • این بیت دعوتی است برای ژرف‌نگری و عدم اکتفا به ظواهر در تشخیص رهبران روحانی.

Sources: d6-s89 · 00:48:35 d6-s89 · 00:52:14 d6-s89 · 00:58:38

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.