읽기 권 6 터키인 왕자가 숙취에 취해 새벽에 악사를 초대하다. 그리고 이 하디스를 설명하다. “진실로 하나님(그분은 가장 높으시며)께서는 당신의 친구들을 위해 술을 준비하셨으니, 그들이 마시면 취하고, 취하면 기뻐한다”는 하디스의 마지막 부분까지. 술은 비밀의 항아리에서 끓는다. 그래서 고독한 자는 모두 그것을 마신다. 하나님(그분은 가장 높으시며)께서 말씀하셨다. “진실로 의로운 자들은 마신다.” 이 술은 당신이 마시는 것이 금지된 것이다. 우리는 허용된 것 외에는 술을 마시지 않는다. “노력하여 없음에서 있음이 되고, 하나님의 술에 취하라.” 대구 654

M6:654 — دیدهٔ تن دایما تن‌بین بود / دیدهٔ جان جان پر فن بین بود

دیدهٔ تن دایما تن‌بین بوددیدهٔ جان جان پر فن بین بود
✦ 이 베이트를 한국어로 렌더링

M6:654

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 그의 녹음된 마스나비 강의에서

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چشم تن پیوسته فقط بدن را می‌بیند؛ اما چشم جان، جان پُرهنر و پُرفن را نظاره می‌کند. معنا: چشم ظاهرگرا تنها به پوستهٔ جسمانی می‌نگرد، اما بصیرت دل و جان، ژرفای وجودی و پیچیدگی‌های روح را درک می‌کند و از فریب ظواهر می‌گذرد.

شرح

این بیت، چکیدهٔ بحث مولانا دربارهٔ دوگانگیِ ظاهر و باطن است که پیش از آن به مسئلهٔ «اشتراک لفظی» و مغالطات ناشی از آن پرداخته بود. من بارها تأکید کرده‌ام که مولانا هوشیارانه ما را از فریب ظواهر برحذر می‌دارد؛ ظواهری که به دلیل شباهت‌های لفظی یا صوری، ما را به خطا می‌اندازند. همان‌طور که جسم‌ها ممکن است یکسان به نظر بیایند، اما درونشان کاملاً متفاوت باشد، دیده‌ها نیز چنین‌اند.

مولانا تمثیل معروفی دارد: «جسم‌ها چون کوزه‌های بسته‌سر / تا که در هر کوزه چه بود آن نگر». کوزه‌ها از بیرون شبیه هم‌اند؛ اما یکی پر از «آب حیات» است و دیگری مملو از «زهر ممات». اگر تو فقط به ظرف نگاه کنی، گمراه می‌شوی؛ اما اگر به مظروف (محتوای درون) نظر کنی، به حقیقت دست یافته‌ای. این بیت «دیدهٔ تن دایما تن‌بین بود» هم دقیقاً ناظر بر همین نکته است: چشم جسمانی، در اسارت ظاهر است، فقط «تن» را می‌بیند و مفتون زیبایی‌های سطحی می‌شود. زیباییِ صورت را می‌بیند، اما به روح زشت یا زیبای پشت آن بی‌توجه است و لذا فریب می‌خورد. این همان چیزی است که من آن را «ظاهربینی» می‌نامم.

اما «دیدهٔ جان، جان پر فن‌بین بود». دیدهٔ جان، بصیرتی است که از این حجاب‌ها می‌گذرد. این چشم نه تنها جسم، بلکه خود «جان» را می‌بیند، آن هم «جان پرفَن» را. «فَن» در اینجا به معنای حیله، هنر، پیچیدگی، یا حتی خصال و کمالات است. این دیده، جانِ پُرهنر و پُرحیله را، جانِ پُرکمال و یا حتی جانِ فاقد کمالات را می‌تواند ببیند. به تعبیر دیگر، این دیده قادر است عمق باطن انسان را، با تمام زیروبم‌ها و خفایای آن، درک کند و فریب ظاهر را نمی‌خورد.

من قبلاً هم گفته‌ام که این تقسیم‌بندی، عیناً در مورد کلام مولانا و مثنوی نیز صادق است. مولانا خود می‌گوید: «پس ز نقش لفظ‌های مثنوی / صورتی زال است و هادی معنوی». یعنی ظاهر الفاظ مثنوی می‌تواند گمراه‌کننده باشد (زال و مُضلّ)، اما باطن معنوی آن هدایت‌گر است. همانند قرآن کریم که «یضل به کثیراً و یهدی به کثیراً». اینجاست که اهمیت «دیدهٔ جان» برای درک واقعی مثنوی و حقیقت عالم آشکار می‌شود. کسی که با دیدهٔ تن به مثنوی نگاه کند، به دلیل برخی داستان‌های به‌ظاهر رکیک یا ساده‌انگارانه، آن را رها می‌کند؛ اما کسی که دیدهٔ جان دارد، به معانی عمیق و هدایت‌بخش آن دست می‌یابد.

نکات کلیدی

  • دیدهٔ تن صرفاً به ظاهر و پوستهٔ جسمانی می‌نگرد؛ دیدهٔ جان جوهر پُرفن و پیچیدهٔ روح را درک می‌کند.
  • ظاهرِ یک چیز (مانند کوزه) نمی‌تواند محتوای حقیقی آن (آب حیات یا زهر ممات) را آشکار کند.
  • باید از فریب «اشتراک لفظی» و شباهت‌های صوری گذشت و به جستجوی معنای پنهان پرداخت.
  • مثنوی نیز دارای ظاهری (لفظ و صورت) است که ممکن است گمراه‌کننده باشد، اما باطن معنوی آن هدایتگر و شفابخش است.

Sources: d6-s15 · 00:33:00 d6-s15 · 00:34:00 d6-s15 · 00:37:07

به زبانِ تو — 당신의 언어 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.