디완에 샴스 가잘 1016 베이트 3 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۰۱۶

  1. شمشیرها جوشن شود ویرانه‌ها گلشن شود چشم جهان روشن شود چون از تو آید یک نظر

G1016:3

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر·انا قضینا بینکم فاستبشروا بالمنتصر
  2. 2 باد صبا ای خوش خبر مژده بیاور دل ببر·جانم فدات ای مژده ور بستان تو جانم ماحضر
  3. 3 شمشیرها جوشن شود ویرانه‌ها گلشن شود·چشم جهان روشن شود چون از تو آید یک نظر
  4. 4 ای قهر بی‌دندان شده وی لطف صد چندان شده·جان و جهان خندان شده چون داد جان‌ها را ظفر
  5. 5 هر کس که دیدت ای ضیا وان حضرت باکبریا·بادا ورا شرم از خدا گر او بلافد از هنر
  6. 6 نگذاشت شیر بیشه‌ای از هست ما یک ریشه‌ای·الا که نیم اندیشه‌ای در روز و شب هجران شمر
  7. 7 ای آفرین بر روی شه کز وی خجل شد روی مه·کوران به دیده گفته خه بشنوده لطفش گوش کر
  8. 8 از عشق آن سلطان من وان دارو و درمان من·کی سیر گردد جان من در جان من جوع البقر
  9. 9 ان کان عیشا قد هجر و اختل عقلی من سهر·والله روحی ما نفر والله روحی ما کفر
  10. 10 من ابروش او ماه وش او روز و من همچو شبش·او جان و من چون قالبش حیران از آن خوبی و فر
  11. 11 آه از دعا بی‌سامعی جرم و گنه بی‌شافعی·درد و الم بی‌نافعی رویم چو زر بی‌سیمبر
  12. 12 کی باشد آن در سفته من الحمدلله گفته من·مستطرب و خوش خفته من در سایه‌های آن شجر
  13. 13 تا دیدمی جانان خود من جویمی درمان خود·که گویمش هجران خود بنمایمش خون جگر
  14. 14 ای گوهر بحر بقا چون حق تو بس پنهان لقا·مخدوم شمس الدین را تبریز شهر و مشتهر

ganjoor: sh1016 · public domain