디완에 샴스 가잘 1271 베이트 12 ← 이전

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۲۷۱

  1. ساقی اگر بایدت تا کنم این را تمام باده گویا بنه بر لب مخمور خویش

G1271:12

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 باز درآمد طبیب از در رنجور خویش·دست عنایت نهاد بر سر مهجور خویش
  2. 2 بار دگر آن حبیب رفت برِ آن غریب·تا جگر او کشید شربت موفور خویش
  3. 3 شربت او چون ربود گشت فنا از وجود·ساقی وحدت بماند ناظر و منظور خویش
  4. 4 نوش ورا نیش نیست ور بودش راضیم·نیست عسل خواره را چاره ز زنبور خویش
  5. 5 این شب هجران دراز با تو بگویم چراست·فتنه شد آن آفتاب بر رخ مستور خویش
  6. 6 غفلت هر دلبری از رخ خود رحمتست·ور نه ببستی نقاب بر رخ مشهور خویش
  7. 7 عاشق حسن خودی لیک تو پنهان ز خود·خلعت وصلت بپوش بر تن این عور خویش
  8. 8 شکر که خورشید عشق رفت به برج حمل·در دل و جان‌ها فکند پرورش نور خویش
  9. 9 شکر که موسی برست از همه فرعونیان·باز به میقات وصل آمد بر طور خویش
  10. 10 عیسی جان دررسید بر سر عازر دمید·عازر از افسون او حشر شد از گور خویش
  11. 11 باز سلیمان رسید دیو و پری جمع شد·بر همه شان عرضه کرد خاتم و منشور خویش
  12. 12 ساقی اگر بایدت تا کنم این را تمام·باده گویا بنه بر لب مخمور خویش

ganjoor: sh1271 · public domain