디완에 샴스 가잘 1306 베이트 4 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۳۰۶

  1. تو بر مقامه خویشی وز آنچ گفتم بیش ولیک دیده ز هجرت نه روشنست نه صاف

G1306:4

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 بیا بیا که توی شیر شیر شیر مصاف·ز مرغزار برون آ و صف‌ها بشکاف
  2. 2 به مدحت آنچ بگویند نیست هیچ دروغ·ز هر چه از تو بلافند صادقست نه لاف
  3. 3 عجب که کرت دیگر ببیند این چشمم·به سلطنت تو نشسته ملوک بر اطراف
  4. 4 تو بر مقامه خویشی وز آنچ گفتم بیش·ولیک دیده ز هجرت نه روشنست نه صاف
  5. 5 شعاع چهره او خود نهان نمی‌گردد·برو تو غیرت بافنده پرده‌ها می‌باف
  6. 6 تو دلفریب صفت‌های دلفریب آری·ولیک آتش من کی رها کند اوصاف
  7. 7 چو عاشقان به جهان جان‌ها فدا کردند·فدا بکردم جانی و جان جان به مصاف
  8. 8 اگر چه کعبه اقبال جان من باشد·هزار کعبه جان را بگرد تست طواف
  9. 9 دهان ببسته‌ام از راز چون جنین غمم·که کودکان به شکم در غذا خورند از ناف
  10. 10 تو عقل عقلی و من مست پرخطای توام·خطای مست بود پیش عقل عقل معاف
  11. 11 خمار بی‌حد من بحرهای می‌خواهد·که نیست مست تو را رطل‌ها و جره کفاف
  12. 12 بجز به عشق تو جایی دگر نمی‌گنجم·که نیست موضع سیمرغ عشق جز که قاف
  13. 13 نه عاشق دم خویشم ولیک بوی تست·چو دم زنم ز غمت از مت و از آلاف
  14. 14 نه الف گیرد اجزای من به غیر تو دوست·اگر هزار بخوانند سوره ایلاف
  15. 15 به نور دیده سلف بسته‌ام به عشق رخت·که گوش من نگشاید به قصه اسلاف
  16. 16 منم کمانچه نداف شمس تبریزی·فتاده آتش او در دکان این نداف

ganjoor: sh1306 · public domain