디완에 샴스 가잘 1792 베이트 8 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۷۹۲

  1. رستیم از خوف و رجا عشق از کجا شرم از کجا ای خاک بر شرم و حیا هنگام پیشانی است این

G1792:8

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این·خضر است و الیاس این مگر یا آب حیوانی است این
  2. 2 این باغ روحانی است این یا بزم یزدانی است این·سرمه سپاهانی است این یا نور سبحانی است این
  3. 3 آن جان جان افزاست این یا جنت المأواست این·ساقی خوب ماست این یا باده جانی است این
  4. 4 تنگ شکر را ماند این سودای سر را ماند این·آن سیمبر را ماند این شادی و آسانی است این
  5. 5 امروز مستیم ای پدر توبه شکستیم ای پدر·از قحط رستیم ای پدر امسال ارزانی است این
  6. 6 ای مطرب داووددم آتش بزن در رخت غم·بردار بانگ زیر و بم کاین وقت سرخوانی است این
  7. 7 مست و پریشان توام موقوف فرمان توام·اسحاق قربان توام این عید قربانی است این
  8. 8 رستیم از خوف و رجا عشق از کجا شرم از کجا·ای خاک بر شرم و حیا هنگام پیشانی است این
  9. 9 گل‌های سرخ و زرد بین آشوب و بردابرد بین·در قعر دریا گرد بین موسی عمرانی است این
  10. 10 هر جسم را جان می کند جان را خدادان می کند·داور سلیمان می کند یا حکم دیوانی است این
  11. 11 ای عشق قلماشیت گو از عیش و خوش باشیت گو·کس می نداند حرف تو گویی که سریانی است این
  12. 12 خورشید رخشان می رسد مست و خرامان می رسد·با گوی و چوگان می رسد سلطان میدانی است این
  13. 13 هر جا یکی گویی بود در حکم چوگان می دود·چون گوی شو بی‌دست و پا هنگام وحدانی است این
  14. 14 گویی شوی بی‌دست و پا چوگان او پایت شود·در پیش سلطان می دوی کاین سیر ربانی است این
  15. 15 آن آب بازآمد به جو بر سنگ زن اکنون سبو·سجده کن و چیزی مگو کاین بزم سلطانی است این

ganjoor: sh1792 · public domain