디완에 샴스› 가잘 1792› 베이트 9 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۱۷۹۲
- گلهای سرخ و زرد بین آشوب و بردابرد بین در قعر دریا گرد بین موسی عمرانی است این
G1792:9
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این·خضر است و الیاس این مگر یا آب حیوانی است این
- 2 این باغ روحانی است این یا بزم یزدانی است این·سرمه سپاهانی است این یا نور سبحانی است این
- 3 آن جان جان افزاست این یا جنت المأواست این·ساقی خوب ماست این یا باده جانی است این
- 4 تنگ شکر را ماند این سودای سر را ماند این·آن سیمبر را ماند این شادی و آسانی است این
- 5 امروز مستیم ای پدر توبه شکستیم ای پدر·از قحط رستیم ای پدر امسال ارزانی است این
- 6 ای مطرب داووددم آتش بزن در رخت غم·بردار بانگ زیر و بم کاین وقت سرخوانی است این
- 7 مست و پریشان توام موقوف فرمان توام·اسحاق قربان توام این عید قربانی است این
- 8 رستیم از خوف و رجا عشق از کجا شرم از کجا·ای خاک بر شرم و حیا هنگام پیشانی است این
- 9 گلهای سرخ و زرد بین آشوب و بردابرد بین·در قعر دریا گرد بین موسی عمرانی است این
- 10 هر جسم را جان می کند جان را خدادان می کند·داور سلیمان می کند یا حکم دیوانی است این
- 11 ای عشق قلماشیت گو از عیش و خوش باشیت گو·کس می نداند حرف تو گویی که سریانی است این
- 12 خورشید رخشان می رسد مست و خرامان می رسد·با گوی و چوگان می رسد سلطان میدانی است این
- 13 هر جا یکی گویی بود در حکم چوگان می دود·چون گوی شو بیدست و پا هنگام وحدانی است این
- 14 گویی شوی بیدست و پا چوگان او پایت شود·در پیش سلطان می دوی کاین سیر ربانی است این
- 15 آن آب بازآمد به جو بر سنگ زن اکنون سبو·سجده کن و چیزی مگو کاین بزم سلطانی است این
ganjoor: sh1792 · public domain