디완에 샴스› 가잘 2082› 베이트 4 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۰۸۲
- اگر نه از نسب آدمی برو مگری که نیست از سیهی زنگ را بکا و حزن
G2082:4
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن·چه چشم داری ای چشم ما به تو روشن
- 2 پی رضای تو آدم گریست سیصد سال·که تا ز خنده وصلش گشاده گشت دهن
- 3 به قدر گریه بود خنده تو یقین میدان·جزای گریه ابر است خندههای چمن
- 4 اگر نه از نسب آدمی برو مگری·که نیست از سیهی زنگ را بکا و حزن
- 5 چو خود سپید ندیدهست رو سیه شادست·چو پور قیصر رومی تو راه زنگ بزن
- 6 بسی خدنگ خورد اسپ تازی غازی·که تازی است نه پالانی است و نی کودن
- 7 خصوص مرکب تازی که تو بر او باشی·نشستهای شه هیجا و پهلوان زمن
- 8 چو خارپشت شود پشت و پهلوش از تیر·که هست در صف هیجاش کر و فر وطن
- 9 چو شاه دست به پشت و سرش فرومالد·که ای گزیده سر آخر توی مخصص من
- 10 شوند آن همه تیرش چو چوبهای نبات·همه حلاوت و لذت همه عطا و منن
- 11 خبر ندارد پالانیی از این لذت·سپر سلامت و محروم و بیبها و ثمن
- 12 ز گفت توبه کنم توبه سود نیست مرا·به پیش پنجهات ای ارسلان توبه شکن
ganjoor: sh2082 · public domain