디완에 샴스 가잘 2082 베이트 7 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۰۸۲

  1. خصوص مرکب تازی که تو بر او باشی نشسته‌ای شه هیجا و پهلوان زمن

G2082:7

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن·چه چشم داری ای چشم ما به تو روشن
  2. 2 پی رضای تو آدم گریست سیصد سال·که تا ز خنده وصلش گشاده گشت دهن
  3. 3 به قدر گریه بود خنده تو یقین می‌دان·جزای گریه ابر است خنده‌های چمن
  4. 4 اگر نه از نسب آدمی برو مگری·که نیست از سیهی زنگ را بکا و حزن
  5. 5 چو خود سپید ندیده‌ست رو سیه شادست·چو پور قیصر رومی تو راه زنگ بزن
  6. 6 بسی خدنگ خورد اسپ تازی غازی·که تازی است نه پالانی است و نی کودن
  7. 7 خصوص مرکب تازی که تو بر او باشی·نشسته‌ای شه هیجا و پهلوان زمن
  8. 8 چو خارپشت شود پشت و پهلوش از تیر·که هست در صف هیجاش کر و فر وطن
  9. 9 چو شاه دست به پشت و سرش فرومالد·که ای گزیده سر آخر توی مخصص من
  10. 10 شوند آن همه تیرش چو چوب‌های نبات·همه حلاوت و لذت همه عطا و منن
  11. 11 خبر ندارد پالانیی از این لذت·سپر سلامت و محروم و بی‌بها و ثمن
  12. 12 ز گفت توبه کنم توبه سود نیست مرا·به پیش پنجه‌ات ای ارسلان توبه شکن

ganjoor: sh2082 · public domain