디완에 샴스› 가잘 210› 베이트 9 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۱۰
- باده چو از عقل برد رنگ ندارد رواست حسن تو چون یوسفیست تا چه کنم خویها
G210:9
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 گر نه تهی باشدی بیشتر این جویها·خواجه چرا میدود تشنه در این کویها؟
- 2 خُم که در او باده نیست هست خُم از باد پر·خُمِ پر از باد کی سرخ کند رویها؟
- 3 هست تهی خارها نیست در او بوی گل·کور بجوید ز خار لطف گل و بویها
- 4 با طلب آتشین روی چو آتش ببین·بر پی دودش برو زود در این سویها
- 5 در حجب مشک موی روی ببین اه چه روی·آنک خدایش بشست دور ز روشویها
- 6 بر رخ او پرده نیست جز که سر زلف او·گاه چو چوگان شود گاه شود گویها
- 7 از غلط عاشقان از تبش روی او·صورت او میشود بر سر آن مویها
- 8 هی که بسی جانها موی به مو بستهاند·چون مگسان شَستهاند بر سر چربویها
- 9 باده چو از عقل برد رنگ ندارد رواست·حسن تو چون یوسفیست تا چه کنم خویها
- 10 آهوی آن نرگسش صید کند جز که شیر·راست شود روح چون کژ کند ابرویها
- 11 مفخر تبریزیان شمس حق بیزیان·توی به تو عشق توست باز کن این تویها
ganjoor: sh210 · public domain