디완에 샴스 가잘 2196 베이트 8 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۱۹۶

  1. الله الله تو مپرس از باخودان اوصاف می تو ببین در چشم مستان لطف‌های عام او

G2196:8

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 از حلاوت‌ها که هست از خشم و از دشنام او·می‌ستیزم هر شبی با چشم خون آشام او
  2. 2 دام‌های عشق او گر پر و بالم بسکلد·طوطی جان نسکلد از شکر و بادام او
  3. 3 چند پرسی مر مرا از وحشت و شب‌های هجر·شب کجا ماند بگو در دولت ایام او
  4. 4 خون ما را رنگ خون و فعل می‌آمد از آنک·خون‌ها می می‌شود چون می‌رود در جام او
  5. 5 وعده‌های خام او در مغز جان جوشان شده·عاشقان پخته بین از وعده‌های خام او
  6. 6 خسروان بر تخت دولت بین که حسرت می‌خورند·در لقای عاشقان کشته بدنام او
  7. 7 آن سگان کوی او شاهان شیران گشته‌اند·کان چنان آهوی فتنه دیده شد بر بام او
  8. 8 الله الله تو مپرس از باخودان اوصاف می·تو ببین در چشم مستان لطف‌های عام او
  9. 9 دست بر رگ‌های مستان نه دلا تا پی بری·از دهان آلودگان زان باده خودکام او
  10. 10 شمس تبریزی که گامش بر سر ارواح بود·پا منه تو سر بنه بر جایگاه گام او

ganjoor: sh2196 · public domain