디완에 샴스 가잘 2448 베이트 3 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۴۴۸

  1. شاهنشه یغماییی کز دولت یغمای تو یاغی به شادی منتظر تا کی کنی تو غارتی

G2448:3

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتی·خوشتر ز مستی ابد بی‌باده و بی‌آلتی
  2. 2 یک ساعتی تشریف ده جان را چنان تلطیف ده·آن ساعتی پاک از کی و تا کی عجایب ساعتی
  3. 3 شاهنشه یغماییی کز دولت یغمای تو·یاغی به شادی منتظر تا کی کنی تو غارتی
  4. 4 جان چون نداند نقش خود یا عالم جان بخش خود·پا می نداند کفش خود کان لایق است و بابتی
  5. 5 پا را ز کفش دیگری هر لحظه تنگی و شری·وز کفش خود شد خوشتری پا را در آن جا راحتی
  6. 6 جان نیز داند جفت خود وز غیب داند نیک و بد·کز غیب هر جان را بود درخورد هر جان ساحتی
  7. 7 جانی که او را هست آن محبوس از آن شد در جهان·چون نیست او را این زمان از بهر آن دم طاقتی
  8. 8 چون شاه زاده طفل بد پس مخزنش بر قفل بد·خلعت نهاده بهر او تا برکشد او قامتی
  9. 9 تو قفل دل را باز کن قصد خزینه راز کن·در مشکلات دو جهان نبود سؤالت حاجتی
  10. 10 خمخانه مردان دل است وز وی چه مستی حاصل است·طفلی و پایت در گل است پس صبر کن تا غایتی
  11. 11 تا غایتی کز گوشه‌ای دولت برآرد جوشه‌ای·از دور گردی خاسته تابان شده یک رایتی
  12. 12 بنوشته بر رایت که این نقش خداوند شمس دین·از مفخر تبریز و چین اندر بصیرت آیتی

ganjoor: sh2448 · public domain