디완에 샴스› 가잘 2455› 베이트 13 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۴۵۵
- ای کشش عشق خدا میننشیند کرمت دست نداری ز کهان تا دل از ایشان نبری
G2455:13
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 برگذری درنگری جز دل خوبان نبری·سر مکش ای دل که از او هر چه کنی جان نبری
- 2 تا نشوی خاک درش در نگشاید به رضا·تا نکشی خار غمش گل ز گلستان نبری
- 3 تا نکنی کوه بسی دست به لعلی نرسد·تا سوی دریا نروی گوهر و مرجان نبری
- 4 سر ننهد چرخ تو را تا که تو بیسر نشوی·کس نخرد نقد تو را تا سوی میزان نبری
- 5 تا نشوی مست خدا غم نشود از تو جدا·تا صفت گرگ دری یوسف کنعان نبری
- 6 تا تو ایازی نکنی کی همه محمود شوی·تا تو ز دیوی نرهی ملک سلیمان نبری
- 7 نعمت تن خام کند محنت تن رام کند·محنت دین تا نکشی دولت ایمان نبری
- 8 خیره میا خیره مرو جانب بازار جهان·ز آنک در این بیع و شری این ندهی آن نبری
- 9 خاک که خاکی نهلد سوسن و نسرین نشود·تا نکنی دلق کهن خلعت سلطان نبری
- 10 آه گدارو شدهای خاطر تو خوش نشود·تا نکنی کافریی مال مسلمان نبری
- 11 هیچ نبردهست کسی مهره ز انبان جهان·رنجه مشو ز آنک تو هم مهره ز انبان نبری
- 12 مهره ز انبان نبرم گوهر ایمان ببرم·گو تو به جان بخل کنی جان بر جانان نبری
- 13 ای کشش عشق خدا میننشیند کرمت·دست نداری ز کهان تا دل از ایشان نبری
- 14 هین بکشان هین بکشان دامن ما را به خوشان·ز آنک دلی که تو بری راه پریشان نبری
- 15 راست کنی وعده خود دست نداری ز کشش·تا همه را رقص کنان جانب میدان نبری
- 16 هیچ مگو ای لب من تا دل من باز شود·ز آنک تو تا سنگ دلی لعل بدخشان نبری
- 17 گرچه که صد شرط کنی بیهمه شرطی بدهی·ز آنک تو بس بیطمعی زر به حرمدان نبری
ganjoor: sh2455 · public domain