디완에 샴스› 가잘 2520› 베이트 4 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۵۲۰
- چو روشن گشتی از طاعت شدی تاریک از عصیان دل بیچاره را میدان که او محتاج چاره ستی
G2520:4
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی·تنت گر آن چنان بودی که گفتی دل نگاره ستی
- 2 وگر بر کار بودی دل درون کارگاه عشق·ملالت بر برون تو نمیگویی چه کاره ستی
- 3 غنیمت دار رمضان را چو عیدت روی ننمودهست·و عیدت گر کنارستی ز غم جان برکناره ستی
- 4 چو روشن گشتی از طاعت شدی تاریک از عصیان·دل بیچاره را میدان که او محتاج چاره ستی
- 5 وگر محتاج این طاعت نماندستی دل مسکین·ورای کفر و ایمان دل همیشه در نظاره ستی
- 6 تو گویی جان من لعل است مگر نبود بدین لعلی·ز تابشهای خورشیدش مبر گو سنگ خاره ستی
- 7 به گرد قلعه ظلمت نماندی سنگ یک پاره·اگر خود منجنیق صوم دایم سوی باره ستی
- 8 بزن این منجنیق صوم قلعه کفر و ظلمت بر·اگر بودی مسلمانی مؤذن بر مناره ستی
- 9 اگر از عید قربان سرافرازان بدانندی·نه هر پاره ز گاو نفس آویز قناره ستی
- 10 اگر سوز دل مسکین بدیدییی از این لقمه·ز بهر ساکنی سوزش شکم سوزی هماره ستی
- 11 در اول منزلت این عشق با این لوت ضدانند·اگر این عشق باره ستی چرا او لوت باره ستی
- 12 همه عالم خر و گاوان به عیش اندرخزیدندی·اگر عاشق بدی آن کس که دایم لوت خواره ستی
- 13 اگر دیدی تو ظلمتها ز قوتهای این لقمه·ز جور نفس تردامن گریبانهات پاره ستی
- 14 به تدریج ار کنی تو پی خر دجال از روزه·ببینی عیسی مریم که در میدان سواره ستی
- 15 اگر امر تصوموا را نگهداری به امر رب·به هر یا رب که میگویی تو لبیکت دوباره ستی
ganjoor: sh2520 · public domain