디완에 샴스› 가잘 2539› 베이트 12 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۵۳۹
- به غیر ناطقه غیرت نبودت هیچ بدگویی نبودستت به جز هم مشک زلفین تو غمازی
G2539:12
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی·چه باشد گر به سوی ما کند هر روز پروازی
- 2 دراندازد به جان عاقلان بیخبر سوزی·بسازد بهر مشتاقان به رسم مطربان سازی
- 3 کند هنبازی طوطی صبا را از برای شه·که او را نیست در پاکی و بیناییش هنبازی
- 4 بجوشد بار دیگر از جمالش شادی تازه·درآید بار دیگر از وصالش در فلک تازی
- 5 به ناگاهان نماید روی آن پشت و پناه من·ببینی عقل ترسان را به پای عشق سربازی
- 6 همه عاشق شوندش زار هم بیدین و هم بادین·همه صادق شوند او را نماند هیچ طنازی
- 7 شود گوش طبیعت هم ز سر غیبها واقف·شود دیده فروبسته ز خاک پای او بازی
- 8 شود بازار مه رویان از آن مه رو فروبسته·شود دروازه عشرت از آن میروی در بازی
- 9 شود شبهای تاریک فراق آن صنم روشن·بگوید وصل خوش نکته به گوش هجر یک رازی
- 10 که رسم و قاعده غمها ز جان خلق بردارند·رسیده عمر ما آخر نهد از عیش آغازی
- 11 درون بحر بیپایان مرگ و نیستی جانها·بود ایمن چو بر دریا بود مرغاب یا قازی
- 12 به غیر ناطقه غیرت نبودت هیچ بدگویی·نبودستت به جز هم مشک زلفین تو غمازی
- 13 که از عشقت بسی جانها چو چوب خشک میسوزد·ز غیرت گشته با خلقان یکی بدگو و همازی
- 14 الا ای آنک یک پرتو از آن رخسار بنمایی·خنک گردد همه دلها نماند حسرت و آزی
- 15 الا ای کان ربانی شمس الدین تبریزی·رخ همچون زرم دارد برای وصل تو گازی
ganjoor: sh2539 · public domain