디완에 샴스 가잘 2539 베이트 2 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۵۳۹

  1. دراندازد به جان عاقلان بی‌خبر سوزی بسازد بهر مشتاقان به رسم مطربان سازی

G2539:2

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی·چه باشد گر به سوی ما کند هر روز پروازی
  2. 2 دراندازد به جان عاقلان بی‌خبر سوزی·بسازد بهر مشتاقان به رسم مطربان سازی
  3. 3 کند هنبازی طوطی صبا را از برای شه·که او را نیست در پاکی و بیناییش هنبازی
  4. 4 بجوشد بار دیگر از جمالش شادی تازه·درآید بار دیگر از وصالش در فلک تازی
  5. 5 به ناگاهان نماید روی آن پشت و پناه من·ببینی عقل ترسان را به پای عشق سربازی
  6. 6 همه عاشق شوندش زار هم بی‌دین و هم بادین·همه صادق شوند او را نماند هیچ طنازی
  7. 7 شود گوش طبیعت هم ز سر غیب‌ها واقف·شود دیده فروبسته ز خاک پای او بازی
  8. 8 شود بازار مه رویان از آن مه رو فروبسته·شود دروازه عشرت از آن می‌روی در بازی
  9. 9 شود شب‌های تاریک فراق آن صنم روشن·بگوید وصل خوش نکته به گوش هجر یک رازی
  10. 10 که رسم و قاعده غم‌ها ز جان خلق بردارند·رسیده عمر ما آخر نهد از عیش آغازی
  11. 11 درون بحر بی‌پایان مرگ و نیستی جان‌ها·بود ایمن چو بر دریا بود مرغاب یا قازی
  12. 12 به غیر ناطقه غیرت نبودت هیچ بدگویی·نبودستت به جز هم مشک زلفین تو غمازی
  13. 13 که از عشقت بسی جان‌ها چو چوب خشک می‌سوزد·ز غیرت گشته با خلقان یکی بدگو و همازی
  14. 14 الا ای آنک یک پرتو از آن رخسار بنمایی·خنک گردد همه دل‌ها نماند حسرت و آزی
  15. 15 الا ای کان ربانی شمس الدین تبریزی·رخ همچون زرم دارد برای وصل تو گازی

ganjoor: sh2539 · public domain