디완에 샴스 가잘 2559 베이트 4 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۵۵۹

  1. در آن بحر جلالت‌ها که آن کشتی همی‌گردد چو باشد عاشق او حق که باشد روح روحانی

G2559:4

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی·روان کن کشتی وصلت برای پیر کنعانی
  2. 2 یکی کشتی که این دریا ز نور او بگیرد چشم·که از شعشاع آن کشتی بگردد بحر نورانی
  3. 3 نه زان نوری که آن باشد به جان چاکران لایق·از آن نوری که آن باشد جمال و فر سلطانی
  4. 4 در آن بحر جلالت‌ها که آن کشتی همی‌گردد·چو باشد عاشق او حق که باشد روح روحانی
  5. 5 چو آن کشتی نماید رخ برآید گرد آن دریا·نماند صعبیی دیگر بگردد جمله آسانی
  6. 6 چه آسانی که از شادی ز عاشق هر سر مویی·در آن دریا به رقص اندرشده غلطان و خندانی
  7. 7 نبیند خنده جان را مگر که دیده جان‌ها·نماید خدها در جسم آب و خاک ارکانی
  8. 8 ز عریانی نشانی‌هاست بر درز لباس او·ز چشم و گوش و فهم و وهم اگر خواهی تو برهانی
  9. 9 تو برهان را چه خواهی کرد که غرق عالم حسی·برو می‌چر چو استوران در این مرعای شهوانی
  10. 10 مگر الطاف مخدومی خداوندی شمس دین·رباید مر تو را چون باد از وسواس شیطانی
  11. 11 کز این جمله اشارت‌ها هم از کشتی هم از دریا·مکن فهمی مگر در حق آن دریای ربانی
  12. 12 چو این را فهم کردی تو سجودی بر سوی تبریز·که تا او را بیابد جان ز رحمت‌های یزدانی

ganjoor: sh2559 · public domain