디완에 샴스 가잘 2608 베이트 5 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۶۰۸

  1. ماییم و هوای تو دو چشم سقای تو ای آب حیات ما زین آب و هوا چونی

G2608:5

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 افند کلیمیرا از زحمت ما چونی·ای جان صفا چونی وی کان وفا چونی
  2. 2 ای فخر خردمندان وی بی‌تو جهان زندان·وی عاشق بی‌دل را درمان و دوا چونی
  3. 3 مه گوش همی‌خارد صد سجده همی‌آرد·می‌گوید حسنت را کی خوب لقا چونی
  4. 4 باری من بیچاره گشتم ز خود آواره·زان روز که پرسیدی گفتی تو مرا چونی
  5. 5 ماییم و هوای تو دو چشم سقای تو·ای آب حیات ما زین آب و هوا چونی
  6. 6 تلخ است فراق تو دوری ز وثاق تو·ای آنک مبادا کس دور از تو جدا چونی
  7. 7 زد طال بقای تو هر ذره که خورشیدی·ای نیر اعظم تو زین طال بقا چونی
  8. 8 ای آینه مانده در دست دو سه زنگی·وی یوسف افتاده با اهل عما چونی
  9. 9 ای دلدل آن میدان چونی تو در این زندان·وی بلبل آن بستان با ناشنوا چونی
  10. 10 ای آدم خوکرده با جنت و با حورا·افتاده در این غربت با رنج و عنا چونی
  11. 11 ای آنک نمی‌گنجی در شش جهت عالم·با این همگی زفتی در زیر قبا چونی
  12. 12 مصباح و زجاجی تو پیش دو سه نابینا·از عربده کوران وز زخم عصا چونی
  13. 13 پیغام و سلام ما ای باد بگو با دل·با این همه بی‌برگی داوودنوا چونی
  14. 14 بس کردم من اما برگو تو تمامش را·کای تشنه پرخواره با جام خدا چونی

ganjoor: sh2608 · public domain