디완에 샴스 가잘 2685 베이트 10 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۶۸۵

  1. بدیدم دوش کبریتی به دستت یقین کردم که دیکی می‌پزیدی

G2685:10

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 دگرباره شه ساقی رسیدی·مرا در حلقه مستان کشیدی
  2. 2 دگرباره شکستی توبه‌ها را·به جامی پرده‌ها را بردریدی
  3. 3 دگربار ای خیال فتنه انگیز·چو می بر مغز مستان بردویدی
  4. 4 بیا ای آهو از نافت پدید است·که از نسرین و نیلوفر چریدی
  5. 5 همه صحرا گل است و ارغوان است·بدان یک دم که در صحرا دمیدی
  6. 6 مکن ای آسمان ناموس کم کن·که از سودای ماه من خمیدی
  7. 7 بگو ای جان وگر نی من بگویم·که از شرم جمالش ناپدیدی
  8. 8 بگویم ای بهشت این دم به گوشت·که بی‌او بسته‌ای و بی‌کلیدی
  9. 9 چو خاتونان مصری ای شفق تو·چو دیدی یوسفم را کف بریدی
  10. 10 بدیدم دوش کبریتی به دستت·یقین کردم که دیکی می‌پزیدی
  11. 11 تو هم ای دل در آن مطبخ که او بود·پس دیوار چیزی می‌شنیدی
  12. 12 نه عیدی که دو بار آید به سالی·به رغم عید هر روزی تو عیدی
  13. 13 خداوندا به قدرت بی‌نظیری·که حسنی لانظیری برتنیدی
  14. 14 چنین نوری دهی اشکمبه‌ای را·چنینی را گزافه کی گزیدی
  15. 15 بگو ای گل که این لطف از کی داری·نه خار خشک بودی می‌خلیدی
  16. 16 تو هم ای چشم جنس خاک بودی·بگفتی من چه بینم هم بدیدی
  17. 17 تو هم ای پای برجا مانده بودی·دوانیدت دواننده دویدی
  18. 18 دم عیسی و علمش را عدوی·عجب ای خر بدین دعوت رسیدی
  19. 19 چو مال این علم ماند مرد ریگت·نه تو مانی نه علمی که گزیدی
  20. 20 جهان پیر را گفتم جوان شو·ببین بخت جوان تا کی قدیدی
  21. 21 بیا امید بین که نیک نبود·در این امید بی‌حد ناامیدی
  22. 22 بدو پیوندم از گفتن ببرم·نبرم زان شهی که تو بریدی

ganjoor: sh2685 · public domain