디완에 샴스› 가잘 2685› 베이트 5 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۶۸۵
- همه صحرا گل است و ارغوان است بدان یک دم که در صحرا دمیدی
G2685:5
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 دگرباره شه ساقی رسیدی·مرا در حلقه مستان کشیدی
- 2 دگرباره شکستی توبهها را·به جامی پردهها را بردریدی
- 3 دگربار ای خیال فتنه انگیز·چو می بر مغز مستان بردویدی
- 4 بیا ای آهو از نافت پدید است·که از نسرین و نیلوفر چریدی
- 5 همه صحرا گل است و ارغوان است·بدان یک دم که در صحرا دمیدی
- 6 مکن ای آسمان ناموس کم کن·که از سودای ماه من خمیدی
- 7 بگو ای جان وگر نی من بگویم·که از شرم جمالش ناپدیدی
- 8 بگویم ای بهشت این دم به گوشت·که بیاو بستهای و بیکلیدی
- 9 چو خاتونان مصری ای شفق تو·چو دیدی یوسفم را کف بریدی
- 10 بدیدم دوش کبریتی به دستت·یقین کردم که دیکی میپزیدی
- 11 تو هم ای دل در آن مطبخ که او بود·پس دیوار چیزی میشنیدی
- 12 نه عیدی که دو بار آید به سالی·به رغم عید هر روزی تو عیدی
- 13 خداوندا به قدرت بینظیری·که حسنی لانظیری برتنیدی
- 14 چنین نوری دهی اشکمبهای را·چنینی را گزافه کی گزیدی
- 15 بگو ای گل که این لطف از کی داری·نه خار خشک بودی میخلیدی
- 16 تو هم ای چشم جنس خاک بودی·بگفتی من چه بینم هم بدیدی
- 17 تو هم ای پای برجا مانده بودی·دوانیدت دواننده دویدی
- 18 دم عیسی و علمش را عدوی·عجب ای خر بدین دعوت رسیدی
- 19 چو مال این علم ماند مرد ریگت·نه تو مانی نه علمی که گزیدی
- 20 جهان پیر را گفتم جوان شو·ببین بخت جوان تا کی قدیدی
- 21 بیا امید بین که نیک نبود·در این امید بیحد ناامیدی
- 22 بدو پیوندم از گفتن ببرم·نبرم زان شهی که تو بریدی
ganjoor: sh2685 · public domain