디완에 샴스› 가잘 2858› 베이트 3 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۸۵۸
- چو حقت ز غیرت خود ز تو نیز کرد پنهان به درون جان چاکر چه پدید نام داری
G2858:3
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 صنما تو همچو آتش قدح مدام داری·به جواب هر سلامی که کنند جام داری
- 2 ز برای تو اگر تن دو هزار جان سپارد·ز خداش وحی آید که هنوز وام داری
- 3 چو حقت ز غیرت خود ز تو نیز کرد پنهان·به درون جان چاکر چه پدید نام داری
- 4 چو سلام تو شنیدم ز سلامتی بریدم·صنما هزار آتش تو در آن سلام داری
- 5 ز پی غلامی تو چو بسوخت جان شاهان·به کدام روی گویم که چو من غلام داری
- 6 تو هنوز روح بودی که تمام شد مرادت·بجز از برای فتنه به جهان چه کام داری
- 7 توریز بخت یارت به خدا که راست گویی·که میان شیرمردان چو ویی کدام داری
- 8 تبریز شاد بادا که ز نور و فر آن شه·دو هزار بیش چاکر چو یمن چو شام داری
- 9 نظر خدای خواهم که تو را به من رساند·به دعا چه خواهمت من که همه تو رام داری
- 10 نظر حسود مسکین طرقید از تفکر·نرسید در تو هر چند که تو لطف عام داری
- 11 چه حسود بلک عاشق دو هزار هر نواحی·نه خیالشان نمایی نه به کس پیام داری
- 12 تو خدای شمس دین را به من غلام بخشی·چو غلامیی ورا تو به شهان حرام داری
- 13 لقبت چو میبگویم دل من همیبلرزد·تو دلا مترس زیرا که شه کرام داری
ganjoor: sh2858 · public domain