디완에 샴스› 가잘 2862› 베이트 5 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۸۶۲
- از میان دل و جان تو چو سر برکردند جان به شکرانه نهی تو به میان نستیزی
G2862:5
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 هله هشدار که با بیخبران نستیزی·پیش مستان چنان رطل گران نستیزی
- 2 گر نخواهی که کمان وار ابد کژ مانی·چون کشندت سوی خود همچو کمان نستیزی
- 3 گر نخواهی که تو را گرگ هوا بردرد·چون تو را خواند سوی خویش شبان نستیزی
- 4 عجمی وار نگویی تو شهان را که کیید·چون نمایند تو را نقش و نشان نستیزی
- 5 از میان دل و جان تو چو سر برکردند·جان به شکرانه نهی تو به میان نستیزی
- 6 چو به ظاهر تو سمعنا و اطعنا گفتی·ظاهر آنگه شود این که به نهان نستیزی
- 7 در گمانی ز معاد خود و از مبدا خود·شودت عین چو با اهل عیان نستیزی
- 8 در تجلی بنماید دو جهان چون ذرات·گر شوی ذره و چون کوه گران نستیزی
- 9 ز زمان و ز مکان بازرهی گر تو ز خود·چو زمان برگذری و چو مکان نستیزی
- 10 مثل چرخ تو در گردش و در کار آیی·گر چو دولاب تو با آب روان نستیزی
- 11 چون جهان زهره ندارد که ستیزد با شاه·الله الله که تو با شاه جهان نستیزی
- 12 هم به بغداد رسی روی خلیفه بینی·گر کنی عزم سفر در همدان نستیزی
- 13 حیله و زوبعی و شیوه و روبه بازی·راست آید چو تو با شیر ژیان نستیزی
- 14 همچو آیینه شوی خامش و گویا تو اگر·همه دل گردی و بر گفت زبان نستیزی
ganjoor: sh2862 · public domain