디완에 샴스 가잘 3000 베이트 9 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۳۰۰۰

  1. هیهای عاشقان همه از بوی گلشنی است آگاه نیست کس که چه باغ و چه گلشنی

G3000:9

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 ساقی بیار باده سغراق ده منی·اندیشه را رها کن کاری است کردنی
  2. 2 ای نقد جان مگوی که ایام بیننا·گردن مخار خواجه که وامی است گردنی
  3. 3 ای آب زندگانی در تشنگان نگر·بر دوست رحم آر به کوری دشمنی
  4. 4 هوشی است بند ما و به پیش تو هوش چیست·گر برج خیبر است بخواهیش برکنی
  5. 5 اندر مقام هوش همه خوف و زلزله‌ست·در بی‌هشی است عیش و مقامات ایمنی
  6. 6 در بزم بی‌هشی همه جان‌ها مجردند·رقصان چو ذره‌ها خورشان نور و روشنی
  7. 7 ای آفتاب جان در و دیوار تن بسوز·قانع نمی‌شویم بدین نور روزنی
  8. 8 این قصه را رها کن ما سخت تشنه‌ایم·تو ساقی کریمی و بی‌صرفه و غنی
  9. 9 هیهای عاشقان همه از بوی گلشنی است·آگاه نیست کس که چه باغ و چه گلشنی
  10. 10 خشک آر و می‌نگر ز چپ و راست اشک خون·ای سنگ دل بگوی که تا چند تن زنی
  11. 11 بیهوده چند گویی خاموش کن بس است·فرمان گفت نیست همان گیر که الکنی
  12. 12 تا شمس حق تبریز آرد گشایشی·کاین ناطقه نماند در حرف معتنی

ganjoor: sh3000 · public domain