디완에 샴스 가잘 423 베이트 10 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۴۲۳

  1. بهر هر کشته او جان ابد گر نبود جان سپردن بر عاشق ز چه آسان شده است

G423:10

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است·که چنین مشک تتاری عبرافشان شده است
  2. 2 مگر از چهره او باد صبا پرده ربود·که هزاران قمر غیب درخشان شده است
  3. 3 هست جانی که ز بوی خوش او شادان نیست·گرچه جان بو نبرد کو ز چه شادان شده است
  4. 4 ای بسا شاد گلی کز دم حق خندان است·لیک هر جان بنداند ز چه خندان شده است
  5. 5 آفتاب رخش امروز زهی خوش که بتافت·که هزاران دل از او لعل بدخشان شده است
  6. 6 عاشق آخر ز چه رو تا به ابد دل ننهد·بر کسی کز لطفش تن همگی جان شده است
  7. 7 مگرش دل سحری دید بدان سان که وی است·که از آن دیدنش امروز بدین سان شده است
  8. 8 تا بدیده است دل آن حسن پری زاد مرا·شیشه بر دست گرفته است و پری خوان شده است
  9. 9 بر درخت تن اگر باد خوشش می‌نوزد·پس دو صد برگ دو صد شاخ چه لرزان شده است
  10. 10 بهر هر کشته او جان ابد گر نبود·جان سپردن بر عاشق ز چه آسان شده است
  11. 11 از حیات و خبرش باخبران بی‌خبرند·که حیات و خبرش پرده ایشان شده است
  12. 12 گر نه در نای دلی مطرب عشقش بدمید·هر سر موی چو سرنای چه نالان شده است
  13. 13 شمس تبریز ز بام ار نه کلوخ اندازد·سوی دل پس ز چه جان‌هاش چو دربان شده است

ganjoor: sh423 · public domain