디완에 샴스› 가잘 423› 베이트 8 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۴۲۳
- تا بدیده است دل آن حسن پری زاد مرا شیشه بر دست گرفته است و پری خوان شده است
G423:8
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است·که چنین مشک تتاری عبرافشان شده است
- 2 مگر از چهره او باد صبا پرده ربود·که هزاران قمر غیب درخشان شده است
- 3 هست جانی که ز بوی خوش او شادان نیست·گرچه جان بو نبرد کو ز چه شادان شده است
- 4 ای بسا شاد گلی کز دم حق خندان است·لیک هر جان بنداند ز چه خندان شده است
- 5 آفتاب رخش امروز زهی خوش که بتافت·که هزاران دل از او لعل بدخشان شده است
- 6 عاشق آخر ز چه رو تا به ابد دل ننهد·بر کسی کز لطفش تن همگی جان شده است
- 7 مگرش دل سحری دید بدان سان که وی است·که از آن دیدنش امروز بدین سان شده است
- 8 تا بدیده است دل آن حسن پری زاد مرا·شیشه بر دست گرفته است و پری خوان شده است
- 9 بر درخت تن اگر باد خوشش مینوزد·پس دو صد برگ دو صد شاخ چه لرزان شده است
- 10 بهر هر کشته او جان ابد گر نبود·جان سپردن بر عاشق ز چه آسان شده است
- 11 از حیات و خبرش باخبران بیخبرند·که حیات و خبرش پرده ایشان شده است
- 12 گر نه در نای دلی مطرب عشقش بدمید·هر سر موی چو سرنای چه نالان شده است
- 13 شمس تبریز ز بام ار نه کلوخ اندازد·سوی دل پس ز چه جانهاش چو دربان شده است
ganjoor: sh423 · public domain