디완에 샴스 가잘 499 베이트 8 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۴۹۹

  1. مبتدی باشد اندر این ره عشق آنک او واقف از بدایت نیست

G499:8

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 عشق جز دولت و عنایت نیست·جز گشاد دل و هدایت نیست
  2. 2 عشق را بوحنیفه درس نکرد·شافعی را در او روایت نیست
  3. 3 لایجوز و یجوز تا اجل‌ست·علم عشاق را نهایت نیست
  4. 4 عاشقان غرقه‌اند در شکراب·از شکر مصر را شکایت نیست
  5. 5 جان مخمور چون نگوید شکر·باده‌ای را که حد و غایت نیست
  6. 6 هر که را پرغم و ترش دیدی·نیست عاشق و زان ولایت نیست
  7. 7 گر نه هر غنچه پرده باغی‌ست·غیرت و رشک را سرایت نیست
  8. 8 مبتدی باشد اندر این ره عشق·آنک او واقف از بدایت نیست
  9. 9 نیست شو نیست از خودی زیرا·بتر از هستیت جنایت نیست
  10. 10 هیچ راعی مشو رعیت شو·راعیی جز سد رعایت نیست
  11. 11 بس بدی بنده را کفی بالله·لیکش این دانش و کفایت نیست
  12. 12 گوید این مشکل و کنایاتست·این صریح است این کنایت نیست
  13. 13 پای کوری به کوزه‌ای برزد·گفت فراش را وقایت نیست
  14. 14 کوزه و کاسه چیست بر سر ره·راه را زین خزف نقایت نیست
  15. 15 کوزه‌ها را ز راه برگیرید·یا که فراش در سعایت نیست
  16. 16 گفت ای کور کوزه بر ره نیست·لیک بر ره تو را درایت نیست
  17. 17 ره رها کرده‌ای سوی کوزه·می‌روی آن به جز غوایت نیست
  18. 18 خواجه جز مستی تو در ره دین·آیتی ز ابتدا و غایت نیست
  19. 19 آیتی تو و طالب آیت·به ز آیت طلب خود آیت نیست
  20. 20 بی رهی ور نه در ره کوشش·هیچ کوشنده بی‌جرایت نیست
  21. 21 چونک مثقال ذره یره است·ذره زله بی‌نکایت نیست
  22. 22 ذره خیر بی‌گشادی نیست·چشم بگشا اگر عمایت نیست
  23. 23 هر نباتی نشانی آب است·چیست کان را از او جبایت نیست
  24. 24 بس کن این آب را نشانی‌هاست·تشنه را حاجت وصایت نیست

ganjoor: sh499 · public domain