디완에 샴스› 가잘 745› 베이트 12 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۷۴۵
- وقت تنهایی خمش باشند و با مردم به گفت کس نگوید راز دل را با در و دیوار خود
G745:12
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود·آمدم تا عذر خواهم ساعتی از کار خود
- 2 آمدم کز سر بگیرم خدمت گلزار او·آمدم کآتش بیارم درزنم در خار خود
- 3 آمدم تا صاف گردم از غبار هر چه رفت·نیک خود را بد شمارم از پی دلدار خود
- 4 آمدم با چشم گریان تا ببیند چشم من·چشمههای سلسبیل از مهر آن عیار خود
- 5 خیز ای عشق مجرد مهر را از سر بگیر·مردم و خالی شدم ز اقرار و از انکار خود
- 6 زانک بیصاف تو نتوان صاف گشتن در وجود·بی تو نتوان رست هرگز از غم و تیمار خود
- 7 من خمش کردم به ظاهر لیک دانی کز درون·گفت خون آلود دارم در دل خون خوار خود
- 8 درنگر در حال خاموشی به رویم نیک نیک·تا ببینی بر رخ من صد هزار آثار خود
- 9 این غزل کوتاه کردم باقی این در دل است·گویم ار مستم کنی از نرگس خمار خود
- 10 ای خموش از گفت خویش و ای جدا از جفت خویش·چون چنین حیران شدی از عقل زیرکسار خود
- 11 ای خمش چونی از این اندیشههای آتشین·میرسد اندیشهها با لشکر جرار خود
- 12 وقت تنهایی خمش باشند و با مردم به گفت·کس نگوید راز دل را با در و دیوار خود
- 13 تو مگر مردم نمییابی که خامش کردهای·هیچ کس را مینبینی محرم گفتار خود
- 14 تو مگر از عالم پاکی نیامیزی به طبع·با سگان طبع کآلودند از مردار خود
ganjoor: sh745 · public domain