디완에 샴스 가잘 745 베이트 7 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۷۴۵

  1. من خمش کردم به ظاهر لیک دانی کز درون گفت خون آلود دارم در دل خون خوار خود

G745:7

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود·آمدم تا عذر خواهم ساعتی از کار خود
  2. 2 آمدم کز سر بگیرم خدمت گلزار او·آمدم کآتش بیارم درزنم در خار خود
  3. 3 آمدم تا صاف گردم از غبار هر چه رفت·نیک خود را بد شمارم از پی دلدار خود
  4. 4 آمدم با چشم گریان تا ببیند چشم من·چشمه‌های سلسبیل از مهر آن عیار خود
  5. 5 خیز ای عشق مجرد مهر را از سر بگیر·مردم و خالی شدم ز اقرار و از انکار خود
  6. 6 زانک بی‌صاف تو نتوان صاف گشتن در وجود·بی تو نتوان رست هرگز از غم و تیمار خود
  7. 7 من خمش کردم به ظاهر لیک دانی کز درون·گفت خون آلود دارم در دل خون خوار خود
  8. 8 درنگر در حال خاموشی به رویم نیک نیک·تا ببینی بر رخ من صد هزار آثار خود
  9. 9 این غزل کوتاه کردم باقی این در دل است·گویم ار مستم کنی از نرگس خمار خود
  10. 10 ای خموش از گفت خویش و ای جدا از جفت خویش·چون چنین حیران شدی از عقل زیرکسار خود
  11. 11 ای خمش چونی از این اندیشه‌های آتشین·می‌رسد اندیشه‌ها با لشکر جرار خود
  12. 12 وقت تنهایی خمش باشند و با مردم به گفت·کس نگوید راز دل را با در و دیوار خود
  13. 13 تو مگر مردم نمی‌یابی که خامش کرده‌ای·هیچ کس را می‌نبینی محرم گفتار خود
  14. 14 تو مگر از عالم پاکی نیامیزی به طبع·با سگان طبع کآلودند از مردار خود

ganjoor: sh745 · public domain