디완에 샴스› 가잘 888› 베이트 12 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۸۸۸
- نای و دف و چنگ را از پی گوشی زنند نقش جهان جانب نقش نگر میرود
G888:12
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 زهره من بر فلک شکل دگر میرود·در دل و در دیدهها همچو نظر میرود
- 2 چشم چو مریخ او مست ز تاریخ او·جان به سوی ناوکش همچو سپر میرود
- 3 ابروی چون سنبله بیخبرست از مهش·گر خبرستش چرا فوق قمر میرود
- 4 ذره چرا شد سوار بر سر کره هوا·چون سوی تو آفتاب جمله به سر میرود
- 5 آن زحل از ابلهی جست زبردستیی·غافل از آن کاین فلک زیر و زبر میرود
- 6 دل ز شب زلف تو دید رخ همچو روز·زین شب و روز او نهان همچو سحر میرود
- 7 ترک فلک گاو را بر سر گردون ببست·کرد ندا در جهان کی به سفر میرود
- 8 جامه کبود آسمان کرد ز دست قضا·این قدرش فهم نی کو به قدر میرود
- 9 خاک دهان خشک را رعد بشارت دهد·کابر چو مشک سقا بهر مطر میرود
- 10 اختر و ابر و فلک جنی و دیو و ملک·آخر ای بییقین بهر بشر میرود
- 11 پنبه برون کن ز گوش عقل و بصر را مپوش·کان صنم حله پوش سوی بصر میرود
- 12 نای و دف و چنگ را از پی گوشی زنند·نقش جهان جانب نقش نگر میرود
- 13 آن نظری جو که آن هست ز نور قدیم·کاین نظر ناریت همچو شرر میرود
- 14 جنس رود سوی جنس بس بود این امتحان·شه سوی شه میرود خر سوی خر میرود
- 15 هر چه نهال ترست جانب بستان برند·خشک چو هیزم شود زیر تبر میرود
- 16 آب معانی بخور هر دم چون شاخ تر·شکر که در باغ عشق جوی شکر میرود
- 17 بس کن از این امر و نهی بین که تو نفس حرون·چونش بگویی مرو لنگ بتر میرود
- 18 جان سوی تبریز شد در هوس شمس دین·جان صدفست و سوی بحر گهر میرود
ganjoor: sh888 · public domain