بخش ۱۳۵ - مثل عرب اذا زنیت فازن بالحرة و اذا سرقت فاسرق الدرة
베두인의 비유: ‘간음하려면 자유로운 여인과 간음하고, 훔치려면 진주를 훔쳐라’
- M1:2813 فازن بالحرة پی این شد مثلفاسرق الدرة بدین شد منتقل
- M1:2814 بنده سوی خواجه شد او ماند زاربوی گل شد سوی گل او ماند خار
- M1:2815 او بمانده دور از مطلوب خویشسعی ضایع، رنج باطل، پای ریش
- M1:2816 همچو صیادی که گیرد سایهایسایه کی گردد ورا سرمایهای
- M1:2817 سایهٔ مرغی گرفته مرد سختمرغ حیران گشته بر شاخ درخت
- M1:2818 کین مدمغ بر کی میخندد عجباینت باطل اینت پوسیده سبب
- M1:2819 ور تو گویی جزو پیوستهٔ کلستخار میخور خار مقرون گلست
- M1:2820 جز ز یک رو نیست پیوسته به کلورنه خود باطل بدی بعث رسل
- M1:2821 چون رسولان از پی پیوستنندپس چه پیوندندشان چون یک تنند
- M1:2822 این سخن پایان ندارد ای غلامروز بیگه شد حکایت کن تمام