مثنوی
읽기
질문
English فارسی Español Français Deutsch Nederlands Türkçe العربية اردو हिन्दी Русский Bahasa Indonesia 中文 日本語 Italiano Português 한국어 Bosanski Azərbaycanca Oʻzbekcha Тоҷикӣ دری বাংলা پښتو 繁體中文 Svenska Română Suomi Українська ไทย Filipino
▾
Aa
글자 크기
A −
A +
번역 글꼴
Aa
Aa
구절 아래
번역
의미
유리
초기화
☀ ☾
읽기 ›
권 5 ›
장 117
بخش ۱۱۷ - گریان شدن امیر از نصیحت شیخ و عکس صدق او و ایثار کردن مخزن بعد از آن گستاخی و استعصام شیخ و قبول ناکردن و گفتن کی من بیاشارت نیارم تصرفی کردن
셰이크의 충고와 그의 진실성의 반영으로 아미르가 눈물을 흘리고, 그 후 무례함에도 불구하고 재물을 바쳤으나, 셰이크가 고집스럽게 받지 않고 “지시 없이는 아무것도 할 수 없습니다”라고 말한 이야기.
원문
한국어
둘 다
✦
이 단락 전체를 당신의 언어로 읽기
0 /13
M5:2769
این بگفت و گریه در شد های های اشک غلطان بر رخ او جای جای
M5:2770
صدق او هم بر ضمیر میر زد عشق هر دم طرفه دیگی میپزد
M5:2771
صدق عاشق بر جمادی میتند چه عجب گر بر دل دانا زند
M5:2772
صدق موسی بر عصا و کوه زد بلک بر دریای پر اشکوه زد
M5:2773
صدق احمد بر جمال ماه زد بلک بر خورشید رخشان راه زد
M5:2774
رو برو آورده هر دو در نفیر گشته گریان هم امیر و هم فقیر
M5:2775
ساعتی بسیار چون بگریستند گفت میر او را که خیز ای ارجمند
M5:2776
هر چه خواهی از خزانه برگزین گرچه استحقاق داری صد چنین
M5:2777
خانه آن تست هر چت میل هست بر گزین خود هر دو عالم اندکست
M5:2778
گفت دستوری ندادندم چنین که به دست خويش چيزي برگزين
M5:2779
این بهانه کرد و مهره در ربود مانع آن بد کان عطا صادق نبود
M5:2780
نه که صادق بود و پاک از غل و خشم شیخ را هر صدق مینامد به چشم
M5:2781
گفت فرمانم چنین دادست اله که گدایانه برو نانی بخواه
이전 بخش ۱۱۶ - رفتن این شیخ در خانهٔ امیری بهر کدیه روزی چهار بار به زنبیل به اشارت غیب و عتاب کردن امیر او را بدان وقاحت و عذر گفتن او امیر را 셰이크가 신비한 지시에 따라 매일 네 번 바구니를 들고 한 아미르의 집에 구걸하러 갔던 이야기. 아미르가 그 뻔뻔함에 그를 꾸짖자, 셰이크가 아미르에게 변명했다.
다음 بخش ۱۱۸ - اشارت آمدن از غیب به شیخ کی این دو سال به فرمان ما بستدی و بدادی بعد ازین بده و مستان دست در زیر حصیر میکن کی آن را چون انبان بوهریره کردیم در حق تو هر چه خواهی بیابی تا یقین شود عالمیان را کی ورای این عالمیست کی خاک به کف گیری زر شود مرده درو آید زنده شود نحس اکبر در وی آید سعد اکبر شود کفر درو آید ایمان گردد زهر درو آید تریاق شود نه داخل این عالمست و نه خارج این عالم نه تحت و نه فوق نه متصل نه منفصل بیچون و بی چگونه هر دم ازو هزاران اثر و نمونه ظاهر میشود چنانک صنعت دست با صورت دست و غمزهٔ چشم با صورت چشم و فصاحت زبان با صورت زبان نه داخلست و نه خارج او نه متصل و نه منفصل والعاقل تکفیه الاشارة 신비로운 지시가 셰이크에게 왔다. “이 두 해 동안 너는 나의 명령으로 받고 주었으니, 이제부터는 주고 받지 마라. 돗자리 아래 손을 넣어라. 우리는 그것을 아부 후라이라(Abu Hurayra)의 주머니처럼 만들어 너에게 원하는 모든 것을 찾게 할 것이다.” 세상 사람들이 이 세상 너머에 또 다른 세상이 있다는 것을 알게 하려 함이다. 그곳에서는 흙을 쥐면 금이 되고, 죽은 것이 들어가면 살아나고, 가장 불길한 것이 들어가면 가장 길한 것이 되고, 불신이 들어가면 믿음이 되고, 독이 들어가면 해독제가 된다. 이 세상 안에도 밖에도, 아래에도 위에도, 연결되지도 분리되지도 않은, 어떻게도 설명할 수 없는 곳이다. 매 순간 수천 가지 효과와 예시가 나타나는데, 마치 손의 예술이 손의 형상과, 눈의 윙크가 눈의 형상과, 혀의 웅변이 혀의 형상과 그러하듯이, 그 세상은 이 세상 안에도 밖에도 있지 않고, 연결되지도 분리되지도 않는다. 현명한 자에게는 암시만으로도 충분하다.