읽기›
권 5›
장 119
0/13
-
M5:2794
حاجت خود گر نگفتی آن فقیراو بدادی و بدانستی ضمیر
-
M5:2795
آنچ در دل داشتی آن پشتخمقدر آن دادی بدو نه بیش و کم
-
M5:2796
پس بگفتندی چه دانستی که اواین قدر اندیشه دارد ای عمو
-
M5:2797
او بگفتی خانهٔ دل خلوتستخالی از کدیه مثال جنتست
-
M5:2798
اندرو جز عشق یزدان کار نیستجز خیال وصل او دیار نیست
-
M5:2799
خانه را من روفتم از نیک و بدخانهام پرّست از عشق احد
-
M5:2800
هرچه بینم اندرو غیر خداآن من نبود بود عکس گدا
-
M5:2801
گر در آبی نخل یا عرجون نمودجز ز عکس نخلهٔ بیرون نبود
-
M5:2802
در تگ آب ار ببینی صورتیعکس بیرون باشد آن نقش ای فتی
-
M5:2803
لیک تا آب از قذی خالی شدنتنقیه شرطست در جوی بدن
-
M5:2804
تا نماند تیرگی و خس دروتا امین گردد نماید عکس رو
-
M5:2805
جز گلابه در تنت کو ای مقلآب صافی کن ز گل ای خصم دل
-
M5:2806
تو بر آنی هر دمی کز خواب و خورخاک ریزی اندرین جو بیشتر