읽기›
권 5›
장 132
0/19
-
M5:3052
گفت دزدی شحنه را کای پادشاهآنچ کردم بود آن حکم اله
-
M5:3053
گفت شحنه آنچ من هم میکنمحکم حقست ای دو چشم روشنم
-
M5:3054
از دکانی گر کسی تربی بردکین ز حکم ایزدست ای با خرد
-
M5:3055
بر سرش کوبی دو سه مشت ای کرهحکم حقست این که اینجا باز نه
-
M5:3056
در یکی تره چو این عذر ای فضولمینیاید پیش بقالی قبول
-
M5:3057
چون بدین عذر اعتمادی میکنیبر حوالی اژدهایی میتنی
-
M5:3058
از چنین عذر ای سلیم نانبیلخون و مال و زن همه کردی سبیل
-
M5:3059
هر کسی پس سبلت تو بر کندعذر آرد خویش را مضطر کند
-
M5:3060
حکم حق گر عذر میشاید تراپس بیاموز و بده فتوی مرا
-
M5:3061
که مرا صد آرزو و شهوتستدست من بسته ز بیم و هیبتست
-
M5:3062
پس کرم کن عذر را تعلیم دهبرگشا از دست و پای من گره
-
M5:3063
اختیاری کردهای تو پیشهایکه اختیاری دارم و اندیشهای
-
M5:3064
ورنه چون بگزیدهای آن پیشه رااز میان پیشهها ای کدخدا
-
M5:3065
چونک آید نوبت نفس و هوابیست مرده اختیار آید ترا
-
M5:3066
چون برد یک حبه از تو یار سوداختیار جنگ در جانت گشود
-
M5:3067
چون بیاید نوبت شکر نعماختیارت نیست وز سنگی تو کم
-
M5:3068
دوزخت را عذر این باشد یقینکه اندرین سوزش مرا معذور بین
-
M5:3069
کس بدین حجت چو معذورت نداشتوز کف جلاد این دورت نداشت
-
M5:3070
پس بدین داور جهان منظوم شدحال آن عالم همت معلوم شد