Lezen› Daftar 1› De nadelen van het verheerlijken van mensen en het in het oog springen› Vers 1882
M1:1882 — چون شدی در خوی دیوی استوار / میگریزد از تو دیو نابکار
M1:1882
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
وقتی کسی در بدی و صفات شیطانی به چنان درجهای از تبحر و استواری برسد که خود شیطان نیز از او میگریزد و او را به استادی میپذیرد.
در این بخش از مثنوی، مولانا در حال هشدار دادن دربارهٔ خطرات شهرتطلبی و جلب توجه عوام است. او این مسیر را به سقوطی معنوی تشبیه میکند که در آن، انسان به تدریج هویت انسانی خود را از دست میدهد.
این بیت نقطهٔ اوج این سقوط را به تصویر میکشد. در ابیات قبل، مولانا میگوید ابتدا شیطان به سراغ انسان میآید تا او را بفریبد و به راه خود بکشاند. اما اگر انسان در این راه پیش رود و در «خوی دیوی» چنان استوار و ماهر شود، کارش از خود شیطان هم بالاتر میگیرد. در این مرحله، نسبت استاد و شاگردی معکوس میشود: انسان چنان در شرارت و نفسانیت غرق شده که دیگر نیازی به وسوسهٔ شیطان ندارد، بلکه خود به منشأ شر تبدیل میشود. به همین دلیل، «دیو نابکار» (شیطان پست و بیارزش) که روزی استاد او بود، حالا از شاگرد پیشرفتهٔ خود میگریزد، چرا که او را بدتر و خطرناکتر از خود مییابد.
این تصویر تکاندهنده، نهایت تباهی حاصل از پیروی هوای نفس و فریفته شدن به تحسین دیگران را نشان میدهد؛ مرحلهای که در آن، انسان از مقام انسانیت چنان هبوط میکند که حتی شیطان نیز از او دوری میجوید.
- خوی
- خصلت، عادت، طبیعت، سرشت
- استوار
- محکم، پابرجا، ثابتقدم
- نابکار
- بیارزش، فرومایه، پست، شریر
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.