Lezen Daftar 1 Uitleg dat het doden en vergiftigen van de goudsmid gebeurde op goddelijke instructie en niet uit persoonlijke begeerte of slechte overweging Vers 232

M1:232 — تو گمان بُردی که کرد آلودگی / در صَفا غِش کی هِلد پالودگی

تو گمان بُردی که کرد آلودگیدر صَفا غِش کی هِلد پالودگی
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M1:232

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو پنداشتی که (آن فعل الهی) آلودگی به بار آورد؛ حال آنکه ناپاکی و غش چگونه می‌تواند در ساحت پاکی و صفای مطلق، اثری از خود برجای گذارد یا پالودگی را از میان بردارد؟ معنا: این بیت به سادگی می‌گوید که فعل سرچشمه‌گرفته از صفای مطلق، هرگز نمی‌تواند آلوده باشد یا به غش و ناپاکی گراید؛ توهم آلودگی از نگاه ماست، نه از ذات آن فعل.

شرح

مولوی در اینجا به تبیین مسئله‌ای بنیادین می‌پردازد: چگونه می‌توان فعلی را که از منبعی قدسی و مطلقاً پاک سرچشمه می‌گیرد، آلوده دانست؟ این بیت، پاسخی قاطع به تردیدهایی است که از سوی ذهن انسانی در مورد اعمال و احکام الهی یا افعال عارفان و پیامبران مطرح می‌شود.

از نگاه من، این کلام مولوی بی‌تردید پرده از یک حقیقت وجودی برمی‌دارد: در ساحت «صفا» و زلالی مطلق، «غش» و ناپاکی هرگز نمی‌تواند رسوخ کند یا اصل «پالودگی» را به هم زند. این همان جایی است که باید بدگمانی را کنار گذاشت و به تسلیم رسید. مولوی پیش‌تر به زیبایی می‌گوید: «شاه آن خون از پی شهوت نکرد / تو رها کن بدگمانی و نبرد». یعنی عمل ابراهیم در قربانی کردن اسماعیل – یا اسحاق، که قرآن در نامش صراحتی ندارد و مولوی نیز گاه از هر دو یاد می‌کند – نه از سر شهوت نفسانی، بلکه از سر اجرای فرمان الهی بود. عملی که مبدأ آن خداست، نمی‌تواند به آلودگی آغشته شود.

من تأکید کرده‌ام که این تنها به اعمال پیامبران محدود نمی‌شود؛ بلکه به هر فعل «طبیب الهی» یا «خضرگونه» تعمیم می‌یابد. اگر عملی از چشمهٔ «صفای مطلق» بجوشد، چگونه ممکن است از آلودگی حکایت کند؟ این ادراک، همان درکی است که مولانا را به دیدگاهی «ضد شکوه» (anti-complaint) می‌رساند. همان‌طور که در جایی دیگر می‌گوید: «من که صلحم دائماً با این پدر / این جهان چون جنت استم در نظر». یعنی اگر جهان در نظر ما کژ و ناقص می‌آید، اشکال در دیدگاه ماست، نه در ساختمان جهان. مولوی حتی فراتر رفته و می‌گوید: «موی کج چون پرده گردون شود / گر همه اجزات کج شد چون شود». یک تار موی کج می‌تواند تمام آسمان را کج‌نما کند. پس اگر ما جهان را آلوده می‌بینیم، ریشه در آلودگی درون ما دارد، نه در «صفای» ذات الهی.

این بیت به ما درس می‌دهد که قضاوت‌هایمان را از زاویهٔ «صفا»ی مطلق بنگریم، نه از دریچهٔ تنگ‌نظرانهٔ «گمان» و «بدگمانی». اعمالی که از ارادهٔ پاک و الهی سرچشمه می‌گیرند، حتی اگر در ظاهر دردناک یا غریب بنمایند، در جوهر خود جز کمال و پاکی نیستند و از هرگونه آلودگی و غش مبرّایند.

نکات کلیدی

  • صفای مطلق، غش و آلودگی را برنمی‌تابد؛ هر فعل الهی از این صفا جاری است.
  • قضاوت «آلودگی» بر فعل الهی، ناشی از بدگمانی و نگاه ناقص ماست.
  • اعمال پیامبران و اولیا، هرچند ظاهراً سخت، از خلوص مطلق سرچشمه می‌گیرد.
  • دیدگاه مولانا یک دیدگاه «ضد شکایت» است؛ جهان در ذات خود کمال است.
  • اگر نقص و کجی می‌بینیم، نقص در آجیال چشم ماست، نه در چشم‌انداز.

Sources: d1-s21 · 00:51:53 d1-s21 · 00:52:10 d1-s21 · 00:52:30 d1-s21 · 00:52:50 d1-s21 · 00:53:11

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.