Lezen› Daftar 1› Over de beschrijving van de geestelijke meester en zijn gehoorzaamheid› Vers 2953
M1:2953 — پس رهی را که ندیدستی تو هیچ / هین مرو تنها ز رهبر سر مپیچ
M1:2953
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
بنابراین، در مسیری که هیچ تجربهای از آن نداری و کاملاً برایت ناشناخته است، هرگز نباید تنها و بدون راهنما حرکت کنی و از دستور او سر باز زنی.
مولانا در این بخش از مثنوی بر ضرورت حیاتی «پیر» یا راهنمای معنوی در سلوک تأکید میکند. او با یک استدلال ساده و منطقی، مخاطب را به نتیجهای قطعی میرساند. در بیت قبل (۲۹۵۲) گفته بود که حتی در راهی که بارها رفتهای، بدون راهنما ممکن است سرگردان شوی. این بیت، آن استدلال را به اوج میرساند: «پس» اگر در راهِ رفته و آشنا چنین خطری هست، در راهی که هیچ از آن نمیدانی و هرگز آن را ندیدهای، چقدر خطر بیشتر است؟
این «راه» در ظاهر یک مسیر جغرافیایی است، اما در معنای عرفانی، همان «سفر روحانی» برای رسیدن به حقیقت است؛ سفری پر از خطرات درونی و بیرونی که سالک (رهرو) به تنهایی از آن آگاه نیست. «تنها رفتن» نماد اتکا به عقل و تجربهٔ شخصی و محدود خود است. «سرپیچی از رهبر» نیز به معنای نپذیرفتن راهنماییهای پیر و مرشدی است که خود این راه را طی کرده و از خطرات آن آگاه است.
پیام اصلی مولانا این است که سلوک معنوی، یک ماجراجویی فردی و خودسرانه نیست. همانطور که برای سفرهای دنیوی به راهنما نیاز داریم، برای سفر باطن که بهمراتب ناشناختهتر و پرخطرتر است، نیاز به راهبری آگاه (پیر) ضرورتی انکارناپذیر است. ابیات بعدی نیز این خطر را با تصویر «غول» بیابان که مسافران تنها را گمراه میکند، روشنتر میسازند.
- رهی
- راهی، مسیری
- ندیدستی
- ندیدهای (شکل کهن فعل)
- هین
- آگاه باش، هشدار، بدان
- سر مپیچ
- سرپیچی نکن، روی برنگردان، نافرمانی نکن
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.