Lezen Daftar 1 De onmacht van de geneesheren om de slavinnen te genezen, en hoe de koning zich tot God wendde en een heilige in zijn slaap zag Vers 64

M1:64 — چونکه آید او حکیمی حاذقست / صادقش دان کو امین و صادقست

چونکه آید او حکیمی حاذقستصادقش دان کو امین و صادقست
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M1:64

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون [آن طبیب موعود] بیاید، او حکیمی ماهر و چیره‌دست است؛ او را راستگو و درست‌کردار بدان، چرا که او امین و صادق است. معنا: این بیت به توصیف ویژگی‌های طبیب الهی می‌پردازد که در رؤیای پادشاه ظاهر شد و وعدهٔ آمدنش را داد، او را حکیم، ماهر، امین و صادق معرفی می‌کند.

شرح

این بیت، در بطن داستانِ بیماری پادشاه و کنیزک، توصیفی است از حکیم الهی که در خواب به پادشاه بشارت داده می‌شود. مولوی در اینجا نه از یک طبیبِ صرفاً جسمانی، بلکه از یک طبیبِ روح و روان سخن می‌گوید که درمانگرِ دردهای نهفتهٔ هستی است.

من قبلاً هم در باب «فلسفهٔ رنج» در مثنوی سخن گفته‌ام. رنج‌ها، دردها، محرومیت‌ها و ناکامی‌ها گاه چون تلنگری عمل می‌کنند تا انسان را از غفلت بیدار کرده و او را به سوی حقیقتِ هستی و خالقش متوجه سازند. پادشاه قصه، در اوج درماندگی و یأس از طبیبان زمینی، به آستان الهی پناه می‌برد و این است که خداوند از طریق رؤیا، بشارتِ آمدنِ این حکیمِ حاذق و الهی را به او می‌دهد. پس، آمدن این طبیب خود ثمرهٔ آن رنج و التجا به درگاه حق است.

تأکید مولوی بر «حاذق» بودن این حکیم، اشاره به چیره دستی و مهارت بی‌بدیل او در امر درمان است؛ اما این مهارت صرفاً در امور پزشکی عادی نیست. مولوی در بیت بعدی این حکیم را اینگونه توصیف می‌کند: «در علاجش سحر مطلق را ببین / در مزاجش قدرت حق را ببین.» این یعنی توانایی او از سنجه‌های بشری فراتر است و در مزاج و ساختار وجودی‌اش، قدرتی الهی موج می‌زند. «سحر مطلق» در اینجا نه به معنای جادوگری، بلکه به معنای تأثیرات شگفت‌انگیز و ماورایی است که در درمانگری او ظاهر می‌شود.

از سوی دیگر، ویژگی «امین و صادق» بودن، مکملِ حاذقیت اوست. این طبیب، نه تنها دانا و تواناست، بلکه در کلام و عمل خود نیز راستگو و مورد اعتماد است. او کسی است که می‌توان به او تکیه کرد، چرا که از سرِ صدق و امانت، در مسیرِ شفای جان و روان رهنمون می‌شود. این صفات، جوهرِ اعتبار و مقبولیتِ معنوی او را نزد پادشاه و سالکان نشان می‌دهد.

نهایتاً، مولوی در ادامهٔ همین ماجرا، شیوهٔ ظهور این طبیب را نیز به شکلی رمزآلود و پرمعنا بیان می‌کند، آنجا که می‌فرماید: «می‌رسید از دور مانند هلال / نیست بود و نیست بود و هست بر شکل خیال.» این حکیم، حضوری دارد که میان هستی و نیستی در نوسان است، همچون هلال باریک ماه که در مرز رؤیت و عدم رؤیت قرار دارد. این تعبیر، بر خصلتِ غیرمادی و روحانیِ وجود او تأکید می‌کند؛ او نه یک موجود کاملاً مادی و در دسترسِ حواس پنج‌گانه، بلکه جلوه‌ای از حضور غیبی و الهی است که به یاری سالک و رنج‌کشیده می‌آید. بنابراین، این طبیب بیش از آنکه جسمانی باشد، معنوی و روحانی است و آمدنش، بشارتِ گشایشِ گره‌های درونی و وصول به حضرت حق است.

نکات کلیدی

  • بیماری‌ها و رنج‌ها، اگر با چشم بصیرت دیده شوند، می‌توانند زمینه‌سازِ بشارت‌های الهی و راهگشای دیدار با طبیب روح باشند.
  • طبیب الهی که در این داستان ظهور می‌کند، تنها یک درمانگر جسمانی نیست، بلکه حکیمی روحانی با قدرت‌هایی فراتر از حد بشر است.
  • اعتمادپذیری و صداقت (امین و صادق بودن) از ویژگی‌های بنیادین هر راهبر یا درمانگر معنوی است که مولوی بر آن تأکید دارد.
  • ظهور این حکیم به شکلی مبهم و میان هستی و نیستی (مانند هلال ماه) بیانگرِ ماهیتِ غیرمادی و قدسیِ حضور اوست.

Sources: d1-s13 · 00:57:53 d1-s13 · 00:53:40 d1-s13 · 00:59:16

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.