Lezen› Daftar 2› Die persoon dacht dat de schaduw een halve maan was in de tijd van Umar (moge God tevreden met hem zijn)› Vers 114
M2:114 — چون عمر بر آسمان مه را ندید / گفت کین مه از خیال تو دمید
M2:114
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
وقتی عمر، با نگاه دقیق خود، هلال ماه را در آسمان ندید، به آن مرد گفت که این ماه واقعیت ندارد و تنها زاییدهی خیال و توهم خود اوست.
این بیت در داستان مردی است که در زمان خلافت عمر، ادعا میکند هلال ماه رمضان را دیده است. عمر، که به تیزبینی و بصیرت مشهور بود، به آسمان نگاه میکند اما چیزی نمیبیند. پاسخ او به آن مرد، نکتهی اصلی داستان را آشکار میکند: آنچه فرد میبیند، لزوماً حقیقت خارجی نیست، بلکه میتواند بازتابی از دنیای درون، پیشفرضها و خیالپردازیهای او باشد.
مولانا از این داستان ساده استفاده میکند تا یک اصل مهم عرفانی و روانشناختی را بیان کند: حواس ما و درک ما از واقعیت، به راحتی توسط عوامل درونی فریب میخورد. در ادامهی داستان، مشخص میشود که یک تار موی ابروی خمیدهی آن مرد، در چشم او تصویری شبیه هلال ماه ساخته است. این «موی کژ» نمادی از کوچکترین انحراف درونی (مانند یک میل، یک پیشداوری یا یک گمان) است که میتواند کل دید ما به جهان را منحرف کند و ما را به ادعاهای باطل بکشاند.
عمر در اینجا نمایندهی عقل سلیم، بصیرت معنوی و معیاری برای سنجش حقیقت است. او به جای پذیرش ادعای آن مرد، منشأ آن را در درون خود او جستجو میکند و به ما میآموزد که پیش از اعتماد به دیدههای خود، باید از سلامت و راستی «چشم» درونمان مطمئن شویم.
- کین
- مخفف «که این»
- دمید
- در اینجا به معنی سر زدن، پدیدار شدن، جوشیدن
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.