Lezen› Daftar 2› De hond valt de blinde bedelaar aan› Vers 2388
M2:2388 — گر مکان را ره بدی در لامکان / همچو شیخان بودمی من بر دکان
M2:2388
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
این بیت از زبان یک عارف حقیقی میگوید: اگر حقایق معنوی و اسرار غیبی را میشد مثل کالاهای مادی عرضه کرد، من هم دکانی باز میکردم و آنها را به همه میفروختم.
این بیت در ادامهٔ گفتگوی یک سالک با عارفی است که از او طلب «راز» میکند. عارف در پاسخ، به او میگوید که امروز روز گفتن راز نیست. سپس با این بیت، دلیل آن را توضیح میدهد.
مولانا دو عالم را در برابر هم قرار میدهد: «مکان» که همین جهان مادی و محسوس ماست، و «لامکان» که عالم معنا، حقیقت و غیب است. عارف میگوید که بین این دو عالم، راهی مستقیم و ساده مثل راه رفتن به یک مغازه وجود ندارد. معرفت و اسرار معنوی، کالایی نیست که بتوان آن را خرید و فروش کرد یا به سادگی به کسی منتقل نمود.
تصویر «شیخان بر دکان» کنایهای است به مرشدان و زاهدان ظاهری که معرفت را به یک کالای قابل عرضه تبدیل کردهاند و برای خود دکانی از مرید و شهرت ساختهاند. عارف حقیقی میگوید من از آن دسته نیستم. اگر رسیدن به «لامکان» به این سادگی بود، من هم مثل آنها یک فروشندهٔ معنویت میشدم. اما چون راه دیگری است و مبتنی بر طلب و حال درونی سالک است، نمیتوانم به درخواست تو فوراً پاسخی بدهم و رازی را فاش کنم.
- مکان
- جهان مادی، عالم محسوسات، دنیای مکانمند و جسمانی
- ره بدی
- راهی میبود، راهی وجود میداشت (فعل بودن در وجه التزامی کهن)
- لامکان
- عالم غیرمادی، جهان معنا و غیب که فراتر از مکان و جهت است
- شیخان
- جمع شیخ؛ در اینجا به معنای مرشدان و پیران، احتمالاً با اشارهای کنایهآمیز به مدعیان ارشاد
- بر دکان
- در مغازه، سرِ دکان (برای فروشندگی)
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.