Lezen› Daftar 2› De bedelaar trekt de grootheid voor de tweede keer in gesprek om zijn toestand duidelijker te maken› Vers 2447
M2:2447 — باز خر ما را ازین نفس پلید / کاردش تا استخوان ما رسید
M2:2447
شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen
شرح
جلسهٔ 01 — [02:00:00] مقدمه عربی مثنوی و ورود به بحث اصلی
حقیقتاً اینچنینه. صنعت کردن همینه که شما مثل نظامی، مثل سعدی، وقتی که دیوانتون، کتاب شعرتون آغاز میشود، یک بخشی رو به خدا اختصاص بدهید، یک بخشی رو به نعت پیامبر. اشکالی ندارد، اما این یک عمدی میخواد، یک عزمی میخواد. و مولانا این عمد رو به کار نمیبرد، خودش رو وادار نمیکرد، تکلفی نمیورزید. به صرافت طبع و با همون طبیعی بودن وضع سخن میگفت. اما جایجای وقتی که نوبت میرسید و ناگهان این عنان به سوی آسمان کشیده میشد، اون وقت او هم رو به آسمان میکرد و چنانکه گفتم، لطیفترین و صمیمیترین سخنان خودش رو با خداوند در میان میگذاشت.
اینا سخنانی بود که مولوی در جای خودش میگفت، وقتی که ناگهان احساس میکرد که در چنگال شیطان قرار گرفته و این نفس پلید کاردش رو تا استخوان او فرو برده، زجه میزد، التماس میکرد و به صمیمیترین وجهی دعا میکرد که خداوند او رو از دست دیو رهایی ببخشد.
به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.