Lezen› Daftar 2› Het verhaal van de man die zijn verloren kameel zocht en ernaar vroeg› Vers 2925
M2:2925 — آن یکی گوید بریدهگوش بود / وآن دگر گوید جُلش منقوش بود
M2:2925
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
هر کسی برای گرفتن مژدگانی، از پیش خود نشانهای ساختگی برای شتر گمشده میگفت؛ یکی میگفت گوشش بریده بود و دیگری میگفت جهاز و روپوشش نقشونگار داشت.
این بیت بخشی از داستان مردی است که شترش را گم کرده و برای یافتنش مژدگانی تعیین کرده است. مولانا نشان میدهد که چگونه طمع، مردم را به دروغ و فریب وامیدارد. به محض اعلام جایزه، هر کس از راه میرسد و بدون آنکه واقعاً شتر را دیده باشد، با اعتماد به نفس کامل، جزئیاتی خیالی به آن اضافه میکند. یکی از گوش بریدهاش میگوید و دیگری از روپوش رنگین و طرحدارش.
این توصیفات ساختگی، که در بیتهای بعد هم ادامه مییابد (یکچشم بودن، کچلی و...)، تصویری کاریکاتورگونه و مضحک از مردمی میسازد که حقیقت برایشان اهمیتی ندارد و تنها در پی سود شخصی خود هستند. مولانا با این صحنه، ریاکاری و فرصتطلبی انسانهای پست (که آنها را «خس» میخواند) را به نقد میکشد. این داستان در لایهای عمیقتر، میتواند تمثیلی از جستجوی حقیقت معنوی نیز باشد. وقتی سالک در پی گمشدهٔ حقیقی (ناقهٔ روح) است، بسیاری مدعیان دروغین با نشانههای ساختگی و بیاساس سر راه او سبز میشوند و او را از مسیر اصلی منحرف میکنند.
- جُل
- پوشش، روانداز یا جهاز حیوان باربر مانند اسب و شتر
- منقوش
- نقشونگاردار، طرحدار، نقاشیشده
- بریدهگوش
- حیوانی که گوشش را برای علامتگذاری بریده یا شکافته باشند
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.