Lezen› Daftar 2› De soefi's verkopen het beest van de reiziger voor een Sama (spirituele muzieksessie)› Vers 536
M2:536 — از هزاران اندکی زین صوفیند / باقیان در دولت او میزیند
M2:536
شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen
شرح
جلسهٔ 25 — [01:35:09] منافات علم و تصوف در نگاه غزالی
ببینید مسئله تا کجا رسیده بوده که اصلاً شما برای اینکه یک صوفی پاکدل باشی، هیچی نباید بدونی. هیچی نباید بدونی. که تا فقط تجلیات الهی در وجود تو بریزه. اون تجلیات الهی ممکنه یکی از صد هزار بشه، بقیه همه یه مشت یاوه و یا گرفتار یه عده افراد فریبکار بشن دیگه. گفت:
صوفی واقعی یه دونه. بقیه همه زیر عبای او، زیر لوای او و به نام او خودشون رو جا میزنن و بهره میبرن. غزالی اونجا میگه از نظر من هیچ اشکالی نداره. بله، تصوف با علم جور در میاد. این یه جرأتی کرده این حرفو زده. و الا کسانی بودن که چرا اینو گفت غزالی؟ چون خودش عالم بود. خودش درس خونده بود. و الا کسانی بودن که خب نه، رأیشون این نبود. میگفتن اونی که در اونجاست باید بیسواد باشه واقعاً.
جلسهٔ 27 — [00:05:18] نقد تند مولانا بر خانقاهها و صوفیان
جاهایی که یه عده درویش مفتخوار، یه عده درویش بیکار، یک عده درویش احیاناً همجنسگرا و زشتکردار اینجاها گرد آمدهاند و محصولی هم ندارد و نمیدهند. و یک جا که جمع میزند همه این ماجرا رو، میگوید که:
از هزار صوفی، یکی صوفی حقیقیست. بقیه در ظل او، در دولت او و زیر سایه او و تحت نام او زندگی میکنند. یعنی اعتبارشون رو از همون یک صوفی واقعی میگیرند. کما اینکه در روزگار ما هم شما به علمای دین وقتی که نگاه کنید، حقیقتاً اینطور است. از هزاران تن یکی زین صوفیاند. یک عالم ممکن است پیدا بشود که هم عالم باشه، هم پارسا باشه، پناهگاه خلق باشه، راهبر معنوی باشه.
جلسهٔ 34 — [01:03:01] پرسش و پاسخ: مفهوم ولی و واسطه در اسلام
فراوون از اینا خودش میناله. میگه مدعیان دروغین خیلی زیادن.
از هزار تا یکیشون آیا صادق باشن یا نباشن؟ بقیه همه به طفیل او زندگی میکنن و دل مردم رو میربایند. این حرف البته خیلی درسته. به همین دلیل من هر وقت این جوونها، دانشجوها میاومدن و میگفتن که به ما یک نصیحت یا چند تا نصیحت بکن، اولیش این بود. بهشون میگفتم دست ارادت به احدی ندید. مرید احدی نشید. این یک اندرز همیشگی من بود. برای اینکه دوران ما دوران ارادتورزی نیست و دوران اولیا و انبیا هم میشه گفت گذشته یا اونقدر خائفاً مغمورا و پنهاناند که دست ما به دامنشون نمیرسه و اینقدر مدعیان دروغین فراواناند که احتمال افتادن در دام و سیاهچاله بسیار است. لذا دست ارادت به کسی نباید داد. ارادت یعنی اینکه بریم و بگیم بنده مطیع و مرید شما، چشم و گوش بسته. هرچی بفرمایید، چه فرمان یزدان، چه فرمان شاه. نه، این نمیشه. این درست نیست.
به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.