Lezen› Daftar 4› Uitleg dat de hele wereld de vorm van de universele Intellect is. Als je het universele Intellect onrecht aandoet, zal de vorm van de wereld je verdriet vermeerderen, net zoals wanneer je je vader slecht behandelt, zijn beeld je verdriet zal bezorgen en je zijn gezicht niet kunt zien, hoewel hij daarvoor de oogappel en het levensgenot was› Vers 3259
M4:3259 — من که صلحم دایما با این پدر / این جهان چون جنتستم در نظر
M4:3259
شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen
شرح
جلسهٔ 04 — [02:04:18] صلح مولانا با جهان و عدم شکایت او
به همین دلیل هم میگه:
من صلحم با صاحب این خانه. لذا این دنیا مثل بهشته برای من. همه چیز سر جاشه، خیلی عالی. خب چنین کسی شکایت هم نمیکنه. از چی شکایت بکنه؟ فقط باید شکر بکنه، باید شکرگزار باشه. چه جای شکایتی نمونده. به همین دلیل شما توی مثنوی هیچ جا نمیبینید که بگه من شکایتی از چیزی دارم. همین است دلیل اینکه من میگم مولوی اینجا هم شکایت نمیکنه و بدیهی و این نسبت به او دادن، نشناختن مکتب اوست. بشنو این نی چون شکایت میکند ولی شکایتی ندارد بکند. از جداییها حکایت میکند. حتی از جدایی شکایت نمیکنه. در عین اینکه خشنود نیست و دوست داره که این جدایی، این فراق به پایان برسه و دوباره او به وصال برسه.
به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.